X
تبلیغات
X
تبلیغات

پرواز روح در 30 مرحله

جمعه 1 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 10:43 ق.ظ

 

حس میکنم می تونم تو مورد برونفکنی بتون اطلاعاتی بدم چون این مسئله بیشتر تجربی است .
به یاد داشته باشید انسان در دو مرحله خاص برون فکنی دارد
نقش اصلی را در این میان سرعت جریان خون بر عهده دارد . جالب است بدانید در هر 5 اونش ( واحد زمانی ) فقط یکبار خون به مغز می رسد . و در حالت آلفا در هر 6 اونش یکبار و در مرحله خواب کامل و عمیق به 9 اونش یکبار میرسد .
پس می توانیم بگوییم انسان با هر سرعت خونی خاص خود نوعی سطح آگاهی را تجربه میکند .
اگر بتوان با هشیاری به سرعت پایینتر از 7 رسید یعنی 7 و 8 و 9 برون فکنی اتفاق می افتد .
و اگر این سرعت به ده 10 برسد مرگ به وجود می آید .
و حال جالبتر از اینک این سرعت اگر رو به افزایش بگذارد ما با مراحل عرفانی روبرو می شویم . یعنی اگر در هر 5 اونش بیشتر از یکبار خون به به مغز برسد ما با اوج هشیاری روبرو میشویم که آخرین مرحله آن معراج می باشد یعنی در هر 5 اونش 5 بار خون به مغز می رسد .
عرفان سرخپوستی بر اساس این تئوری سعی میکند تا با مواد محرک و مخدر جریان خون را زیاد کند و به اوج هشیاری برسد اما مهم اینست که این حالت اگر به صورت مجازی یعنی مواد مخدر پدید آید بدن به شدت تحلیل خواهد رفت مثل اینست که با ماشینی که آماده سرعت بالا نیست 5 برابر سرعت مجاز حرکت کنی اونوقته که موتور ماشین سه سوت می ترکه .
اگر کسی به مراحل عرفانی و سیر و سلوک گام بردارد به تدریج از دو طرف تغذیه میشود یعنی موقع ریلکسیشن به پایینترین سرعت و در هنگام خلسه به بالاترین سرعت دست می یابد و این زیباترین لحظه ایست که انسان میتوناد تجربه کند .
اگر تشنه برونفکنی هستی و طاقت نداری گوش کن :
1 -
ظهر روزی که میخوای برونفکنی کنی سیر بخواب و شب بدون خستگی به رختخواب برو
2 -
قبل از برنامه وضو بگیر و اگر جنب هستی غسل کن زیرا وضو و غسل هم باعث شستشوی چاکراها و هم شارژ میدام مغناطیسی بدن میشود .
3 -
بعد از وضو رو به قبله بشین و با دست چپت مرکز پیشانیات را ماساژ بده اونقدر که حس کنی بی حس شده
4-
آرام با صدا و ریتم موزون ذکر یونسیه را ادا کن تا وقتی که حس کنی زبونت خسته شده .
5-
ذکر یونسیه : " لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین " آیه 87 سوره انبیا
6 -
دراز بکشید و مراحل ریلاکس کردن را انجام دهید .
7 -
به هیچ عنوان تکان نخورید و فقط با چشمان بسته به مرکز پیشانی خیره شوید و هنگام خستگی استراحت کنید و دوباره اینکار را تکرار کنید .
8 -
سعی کنید به هیچ عنوان در مقابل خارش های پوستی و ضعف عضلات تسلیم نشوید و مقاومت کنید . این ریلضتشه دیگه
9 -
شما بعد از نیم ساعت بالای سر خودتون نشستید

 

از برون فکنی بیشتر بدانیم(روشی برای برون فکنی کالبداختری: مرز میان خواب و بیداری)از انسان

...

برای آنهائیکه بارها توضیح بیشتری  در خصوص برون فکنی داشتند نوشتاری از آقای انسان دروبلاگ انسان اشرف مخلوقاتدرارتباط باموضوع دیدم که آنرا بدون ویرایش تقدیم میکنم ..

روشهای خیلی موثر و سریعی برای برونفکنی کالبداختری (به اصطلاح عامیانه پرواز روح) وجود دارد. که خیلی از این روشها بسیار زیرکانه و دارای جزئیات بسیار جالبی است.هر چقدر شناخت ما از تجاربی که بدست می آوریم بیشتر میشود روز به روز به روش شخصی خودمان نزدیک میشویم...... 

 

و میتوانیم راحتترین روش مناسب را برای انجام آن بسازیم. روشی که میخواهم برای شما بیان کنم یکی از این روشهاست که بسیار ساده ولی کارساز میباشد. و سرعت دستیابی به برون فکنی در آن بسیار بالاست. کسانی که در مورد آگاهی در خواب تمرین کرده باشند نتایج بسیار موثرتری میبینند ولی بهرحال این روش برای هر شخص تازه کاری هم مفید و عملی میباشد.پس آماده باشید تا آگاهی جدیدی در برونفکنی بدست آورید. حالتی که ما از آن استفاده میکنیم حالتی است که شما معمولا از آن به آسانی میگذرید. وقتی که ما میخوابیم قبل از به خواب رفتن در حالت خاصی قرار میگیریم. که در واقع این مرحله از به خواب رفتن مرزی میان خواب و بیداری است. در این حالت ما شروع به دیدن تصاویر جسته و گریخته میکنیم۱. که دیدن این تصاویر در واقع نشانه این است که ما در حال به خواب رفتن هستیم. حتی در این حالت ما هنوز به بیداری خودمان مطمئن هستیم ولی کاملا آگاه نیستیم. بعد از گذر از این حالت ما به خواب رفته ایم. یک شخص عادی به آسانی از کنار این پدیده میگذرد. در حالی که اگر شما کسی باشید که شغف برای برونفکنی دارید از آن استفاده خواهید کرد. نکته ای که باید اضافه کنم اینست که ما پس از گذر از این مرز آگاهی خودمان را از دست میدهیم. منظور من از آگاهی آن نوعی است که ما در هنگام بیداری داریم و به وضعیت خودمان یعنی بیداری واقف هستیم. نکته بسیار جالبی که مطرح میشود ادامه دادن این آگاهی پس از گذشتن از مرز میان خواب و بیداری میباشد. در واقع اگر ما موفق به آگاه ماندن پس از به خواب رفتن بشویم به راحتی میتوانیم شاهد یک برونفکنی کاملا طبیعی باشیم. که در آن کالبد انرژی بدن به حالت آزاد در آمده و کالبد اختری ما در تبع آن از کالبد انرژی آزاد میگردد و در این حین کالبد انرژی شروع به جذب انرژی میکند که یک روند کاملا طبیعی است. البته در صورت آگاه شدن اکثریت متوجه این مرحله نمیشوند. چون در هنگام برونفکنی مرحله ای وجود دارد که ما در آن آگاهی را از دست خواهیم داد و آن در هنگام جدا شدن از بدن است و پس از جدا شدن ما دوباره آگاه خواهیم شد. این مرحله بسیار کوتاه است و خیلی ها متوجه آن نخواهند شد. حالا سوال اصلی اینست که چگونه بر به خواب رفتن غلبه کنیم؟ روشهای بسیار موثری ابداع شده که میتوانیم از آنها استفاده کنیم. یکی از این روشها به این صورت هست که هنگام خواب (ترجیحا باید به اندازه کافی نیاز به خواب داشته باشیم. شب هنگام بهترین موقع است) و در حالی که دراز کشیده ایم ودر حال به خواب رفتن هستیم به یک تصویر دلخواه فکر کنیم. سعی کنید تصویری را انتخاب کنید که واقعا دلخواه شماست. یعنی به اندازه کافی به آن علاقه داشته باشید که بتوانید به آن در ذهنتان فکر کرده و آن را در ذهنتان نگهدارید. برای مثال تصویر شخصی که خیلی به آن علاقه دارید. تصویر یک مکان . یک شیء یا هر چیز که قبلا در ذهن شما ماندگار باشد. دلیل انتخاب کردن تصویر برای این روش به این دلیل میباشد که در این مرحله که شما به این کار مشغول هستید با مرحله ای که پشت سر خواهید گذاشت و آن هم از تصاویر تشکیل شده شباهت بسیاری وجود دارد و باعث خواهد شد شما بتوانید آگاهی خودتان را حفظ کرده و از مرز میان خواب و بیداری رد شوید و همچنان آگاه بمانید. برای این تمرین فقط وقتی به تختخواب بروید که واقعا احساس خواب در شما زیاد باشد و بتوانید این کار را شروع کنید. بعد از آن کار شما باید نگاه داشتن این تصویر ذهنی باشد وبتوانید این کار را به خوبی انجام دهید. شما باید این کار را همچنان ادامه دهید به هر میزان زمان تا شما به خواب فرو روید. بعد از آنکه بدن شما به خواب رفت و شما هنوز آگاه بودید میتوانید از بدنتان خارج شوید. خیلی ها ممکن است برایشان سوال باشد که چطور از بدنمان بیرون بیاییم؟ شما میتوانید مثل اینکه از تختخواب بلند میشوید دستتان را روی تخت بگذارید و آهسته بلند شوید و سر پا بایستید. یا میتوانید به یک سمت بغلتید و دوباره سر پا بایستید. همچنین میتوانید به آسانی اراده کنید و تصور کنید که در حال ارتفاع گرفتن از جسمتان هستید یا دارید از قسمت پاهایتان خارج میشوید و از جسمتان دور میشوید. البته سعی کنید برای انجام راحت این مرحله هنوز چشمهای کالبد اختریتان بسته باشند. این فقط برای راحتی شماست و باز کردن چشمها در حین بیرون آمدن از بدن هیچ خطری ندارد. رمز موفقیت این روش یکی از نیاز به خواب داشتن شماست (البته نباید خیلی خیلی خواب آلود باشید) و دیگری موفقیت در نگاه داشتن تصویر در ذهن تا آخرین مرحله و هنگام رد شدن از مرز میان خواب و بیداری است. در این حالت شما به راحتی آگاه میمانید در حالیکه بدن شما کاملا به خواب رفته است. در صورتی که در انجام مرحله تصویر ذهنی احساس راحتی نمیکنید و این روش را نمی پسندید میتوانید از یک روش دیگر استفاده کنید. میتوانید در صورت تمایل از روش دوم استفاده کنید. در این روش که کاملا مشابه با روش اول است قسمت تصویر ذهنی وجود ندارد و به جای آن در هنگام به خواب رفتن میبایست دستتان را بالا نگهدارید. اتفاقی که در این حین می افتد اینست که به محض به خواب رفتن، دست شما به پائین می افتد و شما دوباره بیدار میشوید. پس از بیداری دوباره دستتان را بالا نگهدارید. و این حالت چندین تکرار میشود تا اینکه بتوانید در نزدیکترین مکان بین خواب و بیداری قرار بگیرید و بتوانید بیدار بمانید در حالیکه بدن شما به خواب رفته است. این تمرینی است که به این طریق شما میتوانید هر بیشتر به مرز خواب و بیداری نزدیک شوید و بتوانید خودتان را بیدار نگهدارید و بدنتان را بخواب ببرید. برای دستیابی به تسلط در این روش میبایست شما به تمرین در این زمینه بپردازید و در صورت ورزیده شدن در این کار میتوانید به راحتی برون فکنی کالبداختری کنید. شرط موفقیت در این روش و دیگر روشها تمرین میباشد.

پرواز روح در 30 مرحله

مقدمه :


شما سفرتان را در هفته اول به صورتی شروع می کنید که در آغاز به تقویت یک سلسله امکانات روان شناسی می پردازید که در جریان کار به آنها نیاز پیدا می کنید تا به صورتی موفقیت آمیز خروج از بدن را تجربه کنید . در ابتدا شما یاد می گیرید چگونه بیشتر به حواس پنجگانه خودتان توجه کنید و ارتباط و آگاهی بیشتر با کالبدتان داشته باشید و به نکات ریزی که در جهان اطراف شماست توجه نمایید . در این جریان شما به تکنیک « ریلاکس شدن آگاهانه » تسلط پیدا می کنید  , به این معنا که در شرایطی که جسم شما در یک شرایط ریلاکس بودن عمیق و گسترده وارد می شود ٬ ذهن و فکر شما کاملا آگاه و هشیار باقی بماند .

با تمرینات هفته دوم ٬ شما بیشتر و عملا این ریلاکس بودن آگاهانه را احساس می کنید و در این جریان این مهارت و قابلیت را پیدا می کنید که بتوانید به کمک تصویرهای ذهنی ٬ نقاط دور را هر قدر که ممکن باشد دقیق تر مجسم و احساس کنید . هر قدر این قدرت و قابلیت تجسم ذهنی مناطق دوردست در شما بیشتر شکل بگیرد ٬ شما به تدریج بهتر خروج روح از قالب تن و سفر خارج از بدن را احساس می کنید .

در هفته سوم ٬ شما این امکان را پیدا می کنید که به مدد یک همراه یا همگام و یا در هنگام رویا ٬ خروج روح از بدن را احساس کنید .

در هفته چهارم ٬ شما بر بقیه مقاومتهای نا خود آگاهانه ای غلبه پیدا می کنید که در راستای رسیدن به سفر روحی ممانعت به خرج می دهند . در این شرایط با اتکا به تجربیاتی که در سه هفته قبل به دست آورده اید ٬ این قدرت و امکان را پیدا می کنید که به تدریج خروج روح از بدن را به صورتی ارادی با دقت و قدرت بیشتری احساس یا ایجاد کنید .

بر اساس تجربیاتی که ما کسب کرده ایم ٬ بیشترین و بهترین نتایج در زمینه رسیدن به تجربه خروج روح از جسم ٬ در شرایطی حاصل می شود که فرد مراحل تجربی و تمرین بر روی درس ها را پله به پله و گام به گام بپیماید . این امکان را برای خودتان فراهم بسازید که این سی درس را لا اقل در مدت سی روز طی کنید تا برای هر مرحله وقت کافی را صرف کنید .

کسانی که در تمرینها و سیر و سلوکهای روحی وارد می شوند ٬ هرگز نباید عجله به خرج بدهند . هر چند این برنامه برای سی روز و به صورت سی درس تهیه شده ٬ ولی اگر نیاز داشتید که آرامتر این مراحل را طی کنید ٬ هرگز به خود فشار وارد نسازید . اگر در محدوده زمانی طولانی تری می توانید این برنامه را بهتر طی کنید ٬ به همین صورت اقدام کنید .

باری ٬ برنامه پرواز روحی را با توجه به اوقات فراغت خویش و اوقات آزادی که دارید تعدیل کنید ٬ ولی هرگز این برنامه را زودتر از سی روز تمام نکنید . سعی نکنید در فراغت تعطیلات آخر هفته ٬ کثرت کارها و مشغولیات طول هفته را جبران کنید . به این معنی که اگر دو روز در هفته تعطیلی دارید ٬ سعی نکنید در این ایام با انبوه ساعات بیکاری ٬ بیشتر از دو برنامه یا درس را تمرین کنید . هر چند برخی از تمرینهای پرواز روحی بسیار ساده و راحت به نظر می آیند ٬ ولی اگر بر روی هر یک به اندازه کافی وقت صرف نکنید ٬ احتمال دارد که به موفقیت نهایی نرسید .

اگر به صورتی تدریجی این سلسله تمرینات را پشت سر بگذارید ٬ شما تسلط بیشتری بر قوای روحی خویش پیدا می کنید . چون در این مدت تعدادی از تغییرات رفتاری و احساسی بایستی در شما شکل بگیرند ٬ اگر به صورتی تدریجی و کامل درس های خود را خوب یاد نگیرید ٬ به نتیجه پایانی نمی رسید .

ما به شما توصیه می کنیم که تمرینات بعدی را به این خاطر انجام دهید که حوزه های انرژیهای درونی و باطنی خویش را توسعه دهید و با قدرتها و بینشهایی که قبلا فاقد آن بوده اید ٬ به خود نیرو ببخشید . اگر شما مانند اکثریت افرادی بشوید که می توانند تجربیات خارج از جسم را انجام دهند ٬ توجه پیدا می کنید که میزان تسلط شما بر حوادث و پدیده های سفر روحی ٬ از تسلط شما بر حوادث روزانه بیشتر می شود .

اگر در جریان این تمرینها شما احساس ناراحتی یا ترس کردید و مایل بودید که به شرایط عادی برگردید ٬ به راحتی و با سهولت زیادی می توانید این کار را انجام دهید ٬ زیرا شما همیشه در وضعیت ریلاکس بودن هشیارانه بر وجود خویش تسلط دارید . هرچند شرکت در این برنامه ها خطری برای سلامتی ندارد و همه افراد به راحتی می توانند این تمرینها را انجام دهند ٬ با وجود این در صورت وجود تردید یا ترس فراوان می توانید با یک پزشک صاحب صلاحیت مشورت کنید .

برای اینکه از این تجربه بیشترین لذت و بهره را ببرید ٬ این تمرین را در مکان آرام و دل انگیزی انجام دهید تا هیچ کس مزاحم خلوت و تنهایی شما نشود . ما به شما توصیه می کنیم که بیشتر بر روی صندلی های راحت و دسته دار ٬ این تمرینها را انجام دهید و کمتر به داخل یک مبل بسیار راحت فرو بروید ٬ زیرا در این شرایط بیشتر این احتمال وجود دارد که شما در خواب راحتی فرو روید . در جریان تمرینها لباسهای زیرین خود را کمی شل کنید و ساعت و وسایل تزئینی را از خویش دور سازید .

قبل از شروع کار ٬ چند نفس عمیق و آرام بکشید تا در وضعیت راحت و آرامی قرار بگیرید . به نتیجه کاری که انجام می دهید ایمان داشته باشید و سعی کنید حتما این کارها را در خلوت و برای خودتان انجام دهید .

هر قدر بیشتر در شرایط یک ریلاکس بودن عمیق و گسترده قرار بگیرید و هر اندازه که زیادتر آرام و بی اضطراب باشید ٬ این احتمال بیشتر وجود دارد که شما به موفقیت برسید . برای رسیدن سریعتر به هدف عجله نداشته باشید . در بسیاری از موارد ٬ احساس خروج روح از جسم در شرایطی پدید می آید که شما چندان انتظار رسیدن به آنرا نداشته باشید و به چیزهای دیگری فکر می کرده اید .

این برنامه ها با دقت و ظرافت زیادی طراحی شده اند تا شما را در شرایطی قرار بدهند که از لحاظ روانی برای احساس این پدیده آمادگی داشته باشید . تصور نکنید که این برنامه ها به صورتی مکانیکی و کلیشه ای به ادراک خروج از بدن منجر می شوند . خود را مجبور به کسب موفقیت در لحظه خاصی ندانید .

برنامه رسیدن به احساس خروج از جسم به صورت یک جریان مستقیم نیست که در پایان آن فرد به موفقیت یا شکست برسد . این مسئله بسیار مهم است که بدانید در هر مرحله ای از این برنامه ٬ شما ممکن است به این احساس دل انگیز دسترسی پیدا کنید . در طول این برنامه ٬ لحظات متعددی پیش بینی شده که امکان خروج روح از جسم برای فرد فراهم می شود ٬ بنا بر این در هر لحظه و در هر گام ممکن است شما این موفقیت را کسب کنید . لذا در لحظات اولیه هم امکان رسیدن به هدف وجود دارد .

هفته اول

آماده کار شدن

روز اول :   از میان آئینه

روز دوم :   حالات تغییر یافته

روز سوم :  یک دیدگاه شنیداری

روز چهارم :   یک سفر سرشار از احساس

روز پنجم :   روش لوور

روز ششم :   بلیط برگشت

روز هفتم :   از زندگی مادی دور نشویم
آماده کار شدن


رسیدن به احساس خروج روح از بدن به این معنا نیست که شما جسم خودتان را رها کنید و از حقایق زندگی روزانه به دور بمانید . برعکس این تجربه به شما این امکان و قدرت را می دهد که خیلی بهتر بتوانید بین جسم و روح خویش به برقراری ارتباطی سازنده و آموزنده نایل آیید و حقایق محیطی را بهتر بشناسید . در واقع هر قدر که شما از لحاظ جسمی و روحی در وضعیت ریلاکس تر و آرامتری قرار بگیرید ٬ سرعت درک و عمق احساس خروج روح از جسم برای شما بهتر و عملی تر می گردد .

اولین گام را به صورتی انتخاب می کنیم که شما درک فیزیولوژیک خیلی بهتر و دقیقتری را نسبت به جسمتان پیدا کنید . با گذشت روزهای هفته ٬ به تدریج شما این امکان را پیدا می کنید که توجهتان را از برون به درونتان معطوف و منعکس سازید . در این جریان ٬ شما بیشتر از درون و عوامل محیطی آگاه می شوید .

پس از اینکه هفته تمرین را پشت سر گذاشتید ٬ شما آگاهی بسیار گسترده تری نسبت به کالبدتان پیدا می کنید و ادراکات عصبی و جریانات الکتریکی یا عصبی منشاء گرفته از آنها برای شما آشناتر و با معناتر می شوند . در این شرایط شما بایستی این قدرت و مهارت را پیدا کنید که به سرعت از خلوت درون به جهان برون توجه کنید و یا در میان شلوغی و تفرقه برونی ٬ به وحدت درونی توجه و تمرکز پیدا کنید .

در طول هفته اول شما این امکان را پیدا می کنید تا به یک شکل یا حالت تغییر یافته ذهنی که « ریلاکس شدن آگاهانه » است دست یابید . در این شرایط در حالی که جسم شما در یک وضعیت ریلاکس بودن بسیار عمیق و گسترده قرار گرفته ٬ ولی ذهن و فکر شما بسیار هشیار و آگاه است . در این جریان ٬ آگاهی شما نسبت به جسمتان کاهش و نسبت به فکر و روحتان افزایش پیدا می کند . حتی در این مرحله هم شما این امکان را پدید آورده اید که به صورتی سست و نسبی بین جسم و فکر شکاف و جدایی پدید آورید .
روز اول :

« از میان آئینه »


تمرین زیر این امکان را برای شما فراهم می سازد تا بتوانید آشنایی و ارتباط بیشتری با بدن خویش پیدا کنید و در نتیجه ارتباط بهتری بین آنچه که از لحاظ فیزیولوژی و روانشناسی وجود خویش می انگارید ٬ برقرار سازید .

در یک اتاق کاملا محفوظ یا در حمام خانه در مقابل یک آئینه بزرگ به حالت برهنه قرار بگیرید ٬ در حالی که نور نسبتا کمی ـ ترجیحا از پشت سر ـ می تابد . در این شرایط ٬ از فرق سر تا نوک پا به کلیه قسمتهای بدنتان به دقت نگاه کنید . اگر منصفانه و دقیق این رویت و بررسی را انجام دهید ٬ در لحظات پایانی ممکن است به این نتیجه برسید که تصویر ذهنی شما از خودتان با آنچه که عملا وجود دارد و شما مشاهده کردید ٬ تا حدود زیادی متفاوت است .

هنگام بررسی بدنتان ٬ به مشاهده و ثبت ذهنی کلیه مشخصات بدنتان بپردازید ٬ از جمله خال ها ٬ آثار بریدگی ها و سایر ویژگیهایی که وجود شما را از دیگران متمایز می سازند . شما در موقعی که در یک عکس دسته جمعی خودتان را در میان جمعی می شناسید ٬ چه چیزی باعث می شود تا خودتان را از بقیه تشخیص دهید ؟ چه اختلافاتی بین این کالبدی که در آئینه در مقابل شما قرار گرفته با آنچه که از خودتان در ذهنتان می انگارید وجود دارد ؟ در سالهای اخیر با رشد و نمو و یا رسیدن به آستانه سالمندی ٬ چه تحولاتی در وجود شما پدید آمده است ؟ قضاوت و ارزشیابی شما درباره کالبدتان چیست و دوست دارید چه تغییراتی در بدن شما پیدا شوند ؟

در همان دقایقی که ساکت و آرام در برابر آئینه به کالبد خویش می نگرید ٬ برای لحظاتی چشمانتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید . در عالم خیال ٬ با نهایت قدرت تفکر و تجسم ٬ آنچه را که در آئینه در برابر شما وجود داشته ٬ دوباره مجسم کنید . پس از لحظاتی ٬ بعد از آنکه یک دم عمیق کشیدید ٬ همراه با بازدم آرام ٬ آهسته آهسته چشمانتان را بگشایید و دوباره به تصویرتان در آئینه بنگرید .

پس از مدت کوتاهی بار دیگر در شرایط آرامش و ریلاکس بودن ٬ دوباره یک دم عمیق بکشید و به آرامی چشمهایتان را بر هم بگذارید . در این شرایط ٬ دوباره بدنتان را در مقابل خودتان مجسم کنید . بار دیگر در موقع یک بازدم آرام چشمانتان را باز کنید و آنچه را که بر پرده پندار شما نقش بسته بود ٬ با آنچه که واقعا در برابر شما وجود دارد ٬ با هم مقایسه و به تصحیح و تکمیل تصویر ذهنی خویش از کالبد خودتان بپردازید .

اگر این تمرین را به دقت و در یک آرامش و سکوت کامل انجام داده باشید ٬ مسلما نکات متعددی را کشف یا رویت می کنید که در پرتو آنها شناسایی خیلی بهتر و دقیقتری را از جسمتان برای شما امکان پذیر می سازد . سعی کنید در سایه دستاوردهای جدید عینی به تصحیح دیدگاههای خویش در تصویر ذهنی خودتان بپردازید . این تمرین در حدود بیست دقیقه تا نیم ساعت وقت شما را می گیرد .

هدایت پرواز ـ قبل از آنکه به انجام تمرین بعدی بپردازید ٬ در حدود نیم ساعت استراحت کنید . لباسهایتان را بپوشید و کمی در اطراف خانه خودتان قدم بزنید . احیانا کمی با دیگران صحبت کنید تا حضور مادی شما در این جهان خاکی بیشتر محسوس و ملموس باشد . در شرایطی که راه می روید ٬ به حرکات ظریف و متعادل اندامها و مفاصل خویش دقیق شوید . با قدرت تفکر و تجسم سعی کنید به صورتی نا خود آگاهانه برخی از نقاط بدن خویش را حرکت دهید . اگر دقت کنید ٬ در زندگی روزمره بسیاری از حرکات و فعالیت ها که آنها را ارادی و مولود تصمیم و خواست خویش می پندارید ٬ به صورتی نا خود آگاهانه و خارج از اراده شما صورت می گیرند . تمام حرکات هماهنگ و سریعی را که در حین رانندگی انجام می دهید ـ همینطور حرکتهای دقیق و ظریف صدها عضله و مفصل شما در موقع دویدن و راه رفتن ـ به شکلی نا خود آگاه کنترل می شوند. در شرایط عادی ٬ شما کمتر به این جریان فکری عظیم و قدرتمند می اندیشید .

پس از اینکه این استراحت یا زنگ تفریح نیم ساعته را به پایان رساندید ٬ بر روی یک صندلی بسیار راحت قرار بگیرید و تمام قسمتهای بدن خود را در یک حالت ریلاکس بودن قرار دهید . در این لحظات چشمان شما باید باز باشند . به آرامی جند نفس عمیق و آرام بکشید و در همین لحظات به وضعیت و حالت قسمتهای مختلف بدن خویش بیاندیشید که در یک آرامش گسترده و عمیق قرار گرفته است . سعی کنید با قدرت تجسم و خلاقیت ذهنی خویش وضع حرکت قلب خودتان را که مشغول زدن است ٬ در میان قفسه سینه تان احساس کنید . توجه بفرمایید که هر قدر ریلاکس تر و ارامتر شوید ٬ تعداد ضربانهای قلب شما هم کند تر و آهسته تر می گردند . به آرامی انگشتان دستها و پاهایتان را حرکت دهید . به اختلافی که در زمینه احساس و ادراک اعضای درونی و اندامهای سطحی وجود دارند توجه و تعمق کنید .

همانطوری که با چشمان باز در حدود ده یا پانزده دقیقه آرام و بی حرکت قرار گرفته اید ٬ توجه کنید به جای آنچه که قبلا به ادراک حقایق و پدیده های محیطی از طریق حواس پنجگانه می پرداختید ٬ دنیایی شگفت ٬ با تحرک و اسرار آمیز هم در درون وجود شما قرار دارد . برای مثال ٬ فکر کنید که سوراخهای چشمان شما دو دریچه بسیار عجیب هستند که تابشهای نوری از آنها به ته چشم می تابد و پس از یک سلسله تبادلات و تغییرات بسیار پیچیده ( شیمیایی ـ الکتریکی ـ عصبی ـ ادراکی ) شما به رویت آنچه که در اطراف شما اتفاق می افتند نایل می گردید .

اگر قدرت تجسم و تخیل بسیار خوبی داشته باشید ٬ در حالیکه چشمانتان را بسته و عمیقا ریلاکس شده اید ٬ می توانید احساس یا تجسم کنید که لحظه لحظه بدن شما کوچک و کوچکتر می شود ولی همانطور آگاه و هوشیار باقی می مانید . آهسته آهسته کالبد خودتان را ضعیف تر و کوچک تر احساس می کنید ٬ در حینی که آگاهی و هوشیاری شما بیشتر و گسترده تر می شود . در موقعی که به آهستگی و آرامی نفس می کشید ٬ تمام توجه خودتان را به داخل بدنتان معطوف کنید : پس از مدتی دوباره در عالم خیال بزرگ و بزرگتر شوید تا اینکه به اندازه معمولی و کنونی خودتان برگردید .

دستور پرواز ـ در این لحظه شما اشتیاق دارید تا به مطالعه بخش دیگر و انجام تمرینهای بیشتری بپردازید . ولی اکیدا به شما توصیه می کنم که لا اقل یک شب استراحت کنید و بعد به درس بعدی بپردازید . این کار از این جهت لازم است که به ضمیر نا خود آگاه شما این فرصت را می دهد که کاملا به جذب تصویر ذهنی جدید و تصحیح تصور قبلی شما از خودتان بپردازد . به جای آنکه عجله داشته باشید ٬ اگر در فرصتهای موجود به تکرار این تمرین و تمرینهای دیگر بپردازید ٬ در این شرایط امکان و احتمال موفقیت شما بیشتر می شود .

برای مثال ٬ در شبی که در پیش است بهتر است که بارها تصویر ذهنی جدیدی را که از بدنتان کسب کرده اید در فکرتان مجسم و تکرار کنید . بعدها در شرایط متعددی می توانید در هر فرصتی این تمرین را تکرار کنید . مثلا موقعی که در یک اتاق انتظار بیکار هستید و یا در اتوبوس یا قطار قرار گرفته اید . هر قدر بیشتر این تمرینها را تکرار و تکرار کنید ٬ آثار و نتایج آنها بیشتر و زیادتر می شوند . هر قدر در زندگی روزمره مشغول و فعال باشید ٬ باز هم لحظاتی را برای تمرین پیدا می کنید .

روز دوم :

« حالات تغییر یافته ای از آگاهی »


حالا شما باید آماده شوید که یک تکنیک و یا مهارت بسیار جالب و مفید به نام « ریلاکس شدن گسترده ولی آگاهانه » را یاد بگیرید .

برای شروع این کار ٬ بر روی صندلی راحتی قرار بگیرید و تمام عضلات بدن خویش را شل و رها کنید . تصور کنید که جریانی از یک انرژی گرم به آرامی از نوک پا به قسمتهای مختلف بدن شما نفوذ می کند . با حرکت کند و آرام این جریان به تدریج عضلات بدن شما آرام ٬ شل و کاملا ریلاکس می شوند . از نوک انگشتان و کف پاها شروع کنید و پس از آنکه یک گروه از عضلات کاملا شل و ریلاکس شدند ٬ به عضلات قسمت بعدی بپردازید . با کمک قدرت تخیل و تجسم ٬ این جریان آرامش بخش را به ساق پاها ٬ زانوها و بعد رانها روانه سازید . در نهایت ٬ این جریان بسیار کند به عضلات باسن و کمر شما رسوخ پیدا می کند و بالاخره به داخل حفره شکم رسوخ می نماید .

در همان حالی که پاهایتان را کاملا رها کرده اید ٬ احساس می کنید که پاها سنگین ٬ کرخت و عمیقا ریلاکس می شوند . پس از سنگین و آرام شدن پاها ٬ تجسم کنید که انرژی در جهت حرکت عقربه ساعت در اطراف شکم شما به حرکت در می آید . این جریان پر قدرت و کند حرکت انرژی پس از مدتی ستون فقرات شما را در بر می گیرد و از این راه به قفسه سینه می رسد . تحت تاثیر این جریان انرژی ٬ تمام عضلات موجود در شکم و اطراف ستون فقرات شما کاملا آرام و ریلاکس می شوند .

پس از آنکه نیمه تحتانی بدن شما کاملا ریلاکس و آرام گردید ٬ جریان انرژی به آهستگی از طریق دنده ها به قسمتهای مختلف جدار قفسه سینه ها و شانه ها می رسد و این قسمتها را گرم ٬ کرخت و سنگین می کند . با آرام شدن قسمتهای پشتی و جلویی قفسه سینه ٬ تمام اضطرابها و استرسها از بدن شما خارج می شوند و به جای آن آرامش و احساس آسایش عمیق و گسترده جایگزین می گردد . تجسم کنید که جریانهای انرژی از قفسه سینه به آرامیبه شانه ها و بازوها گسترش پیدا می کند و در سیر تدریجی و کند خویش ٬ تمام قسمتهای دو دست را آرام و کرخت می کند .

این جریان به آرامی در اطراف دستها می چرخد تا اینکه به نوک انگشتان دو دست برسد . جریان دیگری از این انرژی به گردن شما رسیده و به آرامی به طرف بالا می رود و پس از آرام ٬ شل و کرخت کردن آن ٬ به چانه می رسد . در این شرایط ٬ چانه آنچنان شل و سنگین می شود که معمولا در حالت خواب این وضعیت را به خود می گیرد . به تدریج عضلات گونه ها و پیشانی هم شل و کرخت می شود و بالاخره آرامش عضلات اطراف کره چشمها را می گیرد . پس از اینکه هرگونه فشار و انقباضی از عضلات اطراف کره چشم دور شد ٬ تمام بدن در یک آرامش و آسایش بسیار عمیقی قرار می گیرد .

حالا احساس می کنید که تمام جریان انرژی که در بدن شما تولید آرامش و آسایش کرده بود ٬ از گردن شما عبور کرده و عضلات آنرا گرمتر و شل تر می سازد . این جریان انرژی پس از آنکه عضلات صورت ٬ پیشانی و سر شما را کاملا گرم ٬ شل و کرخت ساخت ـ بعد از ایجاد یک آرامش عمیق ـ به آرامی از راس سر شما به خارج راه پیدا کرده و خارج می شود .

تمام بدن خودتان را در صندلی آزاد و رها کنید و بگذارید کاملا در صندلی رها شود . به تدریج بدن شما سنگین و سنگین تر ٬ کرخت و کرخت تر و ریلاکس تر می گردد ٬ احساس می کنید که برخی از قسمتهای درونی شما سبکتر و فعالتر می شود . حتی این امکان وجود دارد که شما این احساس را پیدا کنید که آگاهی شما یک حالت شناور پیدا کرده و گویی در بالای کالبد یا جسم شما قرار گرفته است . اگر شما به این احساس و ادراک رسیدید ٬ در صدد تجزیه و تحلیل آن بر نیایید و کوشش نکنید که در آن تاثیری کرده و یا آنرا تغییر دهید . بگذارید این حالت خود به خود به بسط و شکوفایی خویش اقدام کند .

به یاد داشته باشید که کلید موفقیت در آموزش برای قرار گرفتن در این حالت ٬ این است که جسم شما در نهایت ریلاکس بودن قرار بگیرد ٬ در حالیکه ذهن و فکر شما کاملا هشیار باشد . اگر در جریان انجام این تمرینها ناگهان به خواب فرو رفتید ٬ نگران نباشید . هر لحظه ای که بیدار شدید و توجه پیدا کردید که به حالت خواب فرو رفته بودید ٬ به آرامی به انجام بقیه تمرین بپردازید ٬ بدون آنکه حرکتی بکنید و یا از جا بلند شوید . در این شرایط پس از یک خواب ٬ شما خیلی زیلاکس تر شده اید و در این شرایط با ادامه کار می توانید به یک آرامش عمیقتری برسید .

برای آنکه آگاهی و هوشیاری خویش را حفظ کنید ٬ می توانید مجسم کنید که این جریان گرم با رنگهای متفاوت از بدن شما عبور می کند . این تمرینها را در شرایطی انجام دهید که از لحاظ جسمی و روانی کاملا آرام و سر حال هستید و می توانید در تمام طول تمرین بیدار بمانید . اگر خسته و خواب آلوده باشید ٬ به محض اینکه بدن خود را ریلاکس کنید ٬ فورا به خواب می روید .

پس از اینکه ایت مهارت و قابلیت را پیدا کردید که جسمتان ریلاکس و فکرتان آگاه شود ٬ هر قدر می توانید بیشتر و بیشتر در این شرایط باقی بمانید . این می تواند ۱۵ تا ۳۰ دقیقه باشد . برای اکثریت افراد جامعه در این وضعیت ٬ خارج شدن از این وضعیت به صورتی خود به خود در این محدوده زمانی تحقق پیدا می کند .

دو راه برای خارج شدن از وضعیت و جود دارد ٬ یکی اینکه ریلاکس بودن خودتان را کمتر کنید و دیگر آنکه میزان آگاه بودن خودتان را کاهش دهید . اگر آگاهی خودتان را تقلیل دهید ٬ بیشتر این امکان وجود دارد که به خواب عمیقی فرو روید . برای اینکه از حالت ریلاکس بودن جسمی شدید خارج شوید ابتدا انگشتان دستها و پاهایتان را منقبض کنید و سپس عضلات بدن خویش را کش دهید . پس از آن می توانید کمی دستها و پاهایتان را حرکت دهید و از جا بلند شوید .

به شما توصیه می کنیم که در روزهای بعدی که برای برنامه پرواز باقی مانده ٬ حداقل هر روز یک بار این تمرین را انجام دهید . با این تکرار و تمرین ٬ شما به تدریج در تکنیک رسیدن به آرامش جسمی همراه با آگاهی و هوشیاری کسب تجربه و مهارت می کنید و در روزهای بعد خیلی زودتر به یک آرامش عمیقتر فرو می روید . پس از اینکه تدریجا در این زمینه مهارت کسب کردید ٬ متوجه این نکته ظریف و جالب می شوید که اگر کالبد شما در یک آرامش و ریلاکس بودن عمیق و بسیط جسمی قرار بگیرد ٬ فکر یا آگاهی شما این احساس و ادراک را پیدا می کند که گویی تا حدودی از بدن شما جایی پیدا کرده است . این احساس شکلی ساده و مقدماتی از تجربه خروج از بدن به شمار می آید .

دستور پرواز ـ در آینده ٬ شما بر روی تکنیک جدید و جالبی کار می کنید که تمرکز بر حس نام دارد . با کمک این روش ٬ شما می توانید از همه حواس خود آگاهی عمیقتر و دقیقتری را پیدا کنید . پس از مدتی شما این امکان را پیدا می کنید که بتوانید بر روی هر یک از حواس یا مجموعه ای از آنها تمرکز پیدا کنید و این کار را هر موقعی که خواستید انجام دهید . با پیشرفت بیشتر ٬ این مهارت برای شما فراهم می شود تا بر روی هر زمینه خاصی از محیط خویش تمرکز پیدا کنید . اگر این تکنیک را با روش ریلاکس کردن هشیارانه به صورت همگام به کار ببرید ٬ این امکان برای شما فراهم می شود تا بتوانید در حالت بیداری هم تجربه خارج از بدن را ایجاد کنید .

روز سوم :

« یک دیدگاه شنیداری »


در روز سوم بیشترین تاکید و توجه بر روی حس شنوایی است .

ما به شکلی ارادی قصد داریم که کار را با یک احساس غیر بینایی شروع کنیم ٬ زیرا در بیشتر ما توجه به حس بینایی آنقدر شدید و قوی است که سایر حواس در این میان نادیده گرفته شده و یا به اندازه کافی به آنها توجه نمی شود . اگر تجربه را با حس شنوایی آغاز کنید ٬ در این شرایط دیگر سلطه حس بینایی نمی تواند سایر جریانات عصبی را که از حواس دیگر به مغز می رسد مهار یا تضعیف کند . در این شرایط ٬ در لحظات تجربه خروج از بدن می توانید به سایر حواس خودتان هم توجه داشته باشید .

تمرین را با قرار گرفتن یا نشستن در یک محل فعال و پر تحرک آغاز کنید . این محل می تواند صندلی های ایستگاه اتوبوس در یک خیابان ٬ سالن یک موزه و یا ایستگاه قطار یا مترو بوده باشد .

یک نفس عمیق بکشید و پس از آن کوشش کنید تا بر روی صداهای قلب خود تمرکز نمایید . پس از مدتی می توانید این تمرکز را بر روی صداهای تنفسی خود اعمال کنید . در مراحل پیشرفته تر کوشش کنید تا به صورتی همگام بر روی صداهای قلبی و تنفسی خود _ هر دو _ تمرکز کنید . پس از مدتی بر روی سایر صداهایی که از قسمتهای اطراف می آیند ، متمرکز باشید . در طول این تمرینها ، چشمان خودتان را باز نگهدارید . سعی کنید در حالیکه چشمان شما باز هستند ، به منبع صدا توجهی نکنید مگر اینکه این کار مطلقا غیر قابل اجتناب باشد .

پس از مدتی بلند شوید و به آرامی شروع به حرکت کنید . در جریان حرکت هم کوشش کنید ضمن توجه به صداهای تنفسی و قلبی خویش ، به سایر صداهایی هم که در اطراف شما ایجاد می شوند توجه کنید . سعی کنید تنها به صداها توجه داشته باشید و به سایر حواس خویش اصلا توجهی نکنید ، مگر آنهایی که برای امنیت و سلامت شما در جریان حرکت لازم باشند . در اینجا هم دقت کنید تا به سمت مبداء صداها حرکت نکنید ، مگر آنکه این کار برای شما غیر ارادی و اجباری بوده باشد .

به لایه های متعددی از صدا که در اطراف شما قرار گرفته اند توجه کنید . همانطوری که تمرکز می کنید ، برخی از صداها توجه شما را به خود جلب می کنند ، در حالیکه بقیه در یک همهمه مبهم در سایر صداها جلوه نمی کنند . ابتدا به صداهایی دقت کنید که در کنار شما ایجاد می شوند . پس از آن به قسمتهای دورتر برای شنیدن صداها تعمق کنید . به صورتی انتخابی ابتدا بر روی بلندترین صداها و سپس بر روی آهسته ترین صداها توجه پیدا کنید . پس از آن بر روی صداهایی تمرکز کنید که معمولا آنها را نمی شنوید و یا بهتر بگوییم به آنها گوش نمی دهید .

این تمرینها را آنقدر ادامه دهید تا بتوانید به صورتی ارادی بر روی برخی از صداها تمرکز پیدا کنید ، در حالیکه به سایر صداها توجهی پیدا نمی کنید . پس از مدتی کوشش کنید تا به مجموعه صداها توجه کنید بدون آنکه یکی از آنها بیشتر توجه و دقت شما را به خود جلب کند .

دستور پرواز ـ حداقل یک یا دو ساعت این تمرین تمرکز بر روی صداها را انجام دهید . پس از آن کمی استراحت کرده و بعد از آن به تمرین ریلاکس شدن آگاهانه بپردازید که در برنامه روز دوم به تفصیل درباره آن بحث کردیم .

روز چهارم :

« یک سفر سرشار از احساس »


در روز چهارم این امکان برای شما به وجود می آید تا حواس بویایی و چشایی خود را دقیق تر و حساس تر کنید .

کار را با تمرکز بر روی حس بویایی شروع می کنیم . برای اجرای بهتر این تمرین ، لازمست که چند ساعت قبل از آن هیچ غذایی را نخورده باشید . ( خوردن غذا در برخی از موارد بر روی قدرت و چگونگی حس بویایی نسبت به محیط تاثیر می گذارد ) . از سویی دیگر حس بویایی در مجاورت اماکن تهیه و توزیع مواد غذایی - همچنین در موقع صرف غذا - هنگامی بیشتر موثر واقع می شود که شما چند ساعتی از صرف غذا خودداری کرده باشید .

یک گوشه آرام و دنج را برای نشستن انتخاب کنید ، محلی را که شما برای تمرین و تقویت حس بویایی خود انتخاب می کنید ، نباید همان محلی باشد که برای حس شنوایی انتخاب کرده بودید . این مکان بایستی « مکانی نو » بوده باشد و لزوما اشباع آن از بوهای خوش ضروری است . برای مثال ، یک بازار رو باز ، یک فروشگاه بزرگ و یا یک باغ وحش مکانهای مناسبی هستند . یک محل آرام و راحت را برای نشستن انتخاب کنید و برای آماده شدن چند نفس عمیق بکشید و ریلاکس شوید . در این شرایط به اطلاعاتی توجه و تمرکز کنید که تنها از طریق حس بویایی به شما می رسند .

کار را با تمرکز بر روی بوهای آشنایی شروع کنید که مربوط به بدن خودتان است . آیا شما یک ادوکلن یا عطر خاصی را به کار می برید ؟ اگر اینطور باشد ، حس بویایی شما نسبت به این بو به تدریج ضعیف و محو می شود . حالا کف دستتان را به جایی بمالید که معمولا بیشترین میزان ادوکلن و یا عطر را به آن نقطه می مالید . بعد کف دستتان را در جلو بینی خودتان قرار دهید و با نفسهای عمیقی آن را بو کنید . برای لحظاتی ، دوباره این بو را احساس می کنید و دوباره اثر آن از بین می رود .

آیا بوهای دیگری هم در لباسهای شما وجود دارند که به آنها توجه نکرده اید ؟ برای مثال بوی پودر لباس شوئی خاصی را که با آن لباسهایتان را می شویید و یا دئودورانتی را که برای برطرف کردن بوی زیر بغل ها بکار می برید . اگر شما لباسهای ضخیمی در رو و لباسهای نازکتری را در زیر آن می پوشید ، در این شرایط آیا به اختلافی که در بوهای آنها وجود دارد توجه کرده اید ؟ برای لحظاتی صورت خودتان را به داخل پیراهنتان وارد کنید . در این شرایط به بوییدن پوست تنتان بپردازید . آیا بوی داخل و خارج پیراهن شما با هم یکی هستند ؟

حالا به محیط اطراف خود که در نزدیکی شماست توجه کنید همانطوری که شما بر روی بوهایی که در نزدیکی شما وجود دارند توجه و تمرکز می کنید ، به تدریج بوهای مربوط به تن و لباسهایتان برای شما محو و نامحسوس می شوند ، بدون آنکه چشمانتان را ببندید و یا سرتان را حرکت دهید و یا از جایی که نشسته بودید حرکت کنید ، دقت کنید که چه بویی در محیط اطراف شما از بقیه قویتر است ؟

پس از اینکه در یک نقطه تمرین کردید ، برای ادامه آن به نقطه مجاور هم حرکت کنید . سعی کنید به کمک سایر حواستان به سایر بوهایی که در اطراف شما قرار گرفته انددقیق شوید . تنها بر روی آنچه که در کنار یا مجاور شماست دقیق نشوید . به یک منبع بویایی که در کنار شماست تمرکز پیدا کنید و پس از مدتی به یک بویی که از نقطه دورتری می آید دقیق شوید . دقت بفرمایید چطور برخی از بوها بیشتر توجه شما را به خود جلب می کنند ، در حالیکه بقیه بوها ضعیفتر بوده و یا مانند زمینه ای برای رایحه های اصلی به کار گرفته می شوند .

دستور پرواز - در حدود نیم ساعت یا یک ساعت به این ترتیب بر روی حس بویایی خودتان تمرکز کنید . سپس در حدود پانزده تا بیست دقیقه استراحت کنید و آنگاه به ادامه تمرین بپردازید . برای اینکه بیشتر از بیست دقیقه بین دو قسمت فاصله نباشد ، بنا بر این بایستی تمام این برنامه در منطقه محدودی صورت بگیرد .

حالا موقعی است که تمرکز بر روی حس چشایی را تمرین کنیم .

برای اینکه شما کسب لذت بیشتری کنید ، پیشنهاد می کنیم که این برنامه در موقع صرف نهار اجرا شود . بهتر است که این برنامه در رستوران صورت بگیرد و انجام آن در خانه مناسب نیست ، زیرا مقدار زیادی از اوقات شما برای پختن غذا و آماده کردن ظروف و لوازم از بین می رود . از سویی دیگر ما نمی خواهیم قبل از آنکه شما تجربه را شروع کنید ، مدت زیادی با غذا سر و کار داشته باشید . ( اگر شما اصرار دارید که این آزمایش حتما در خانه شما برگزار شود ، از یکی از افراد دیگر خانواده درخواست کنید که کار تهیه مواد غذایی را انجام دهد ) .

اگر به رستورانی می روید ، یک سینی یا میزی را انتخاب کنید که غذاهای متعددی داشته باشد . لزومی ندارد که همه غذاها را کاملا تا آخر بخورید ، می توانید برخی از آنها را فقط بچشید . بهتر است برخی از غذاهای انتخابی شما از انواعی باشند که قبلا آنها را آزمایش نکرده اید . ممکن است ترکیب غذاها طوری باشد که معمولا با یکدیگر خورده نمی شوند . برای مثال انواعی از سالادها ، دسره ، ترشی ، سس و چند غذای گوناگون را انتخاب کنید . حتی اگر ر÷یم غذایی داشته و یا انواعی از خوراکیها برای شما ممنوع باشد ، هنوز می توانید انتخاب زیادی داشته باشید .

پس از آنکه غذاها در جلوی شما چیده شدند ، کمی ریلاکس شوید و با نگاه کردن بر روی غذاها فکر کنید که هر غذایی چه طعمی می تواند داشته باشد . ابتدا نفس عمیقی بکشید و طعم دهان خود را بچشید . سپس یک خوردنی شسرسن را بچشید و پس از آن با کمی آب کاملا دهانتان را بشویید و بعد غذای دیگری را آزمایش کنید . این غذا می تواند ترش ، شور یا تند باشد . به این ترتیب چند غذا را آزمایش کنید . برای آنکه از خوردن مجموعه ای از غذاهای مختلف دچار اختلال گوارشی نشوید ، به شما پیشنهاد می کنیم که از هر غذا تنها مقدار کمی بچشید و حتی غذاهایی را که می جوید ، می توانید نخورید . کاملا دقت کنید که دهان شما در مراحل مختلف چه طعم و کیفیتی دارد . بین خوردن غذاها فاصله ای قائل شوید تا پرزهای چشایی شما با شرایط جدید کاملا عادت کنند . دقت کنید که چطور برخی از غذاها طعم خوردنی های دیگر را تحت تاثیر خود قرار می دهند . غذاهایی که کاملا از ادویه غنی هستند ، حتی بدون چشیدن می توانید تا حدودی طعم آنها را تشخیص دهید .

سعی کنید ترکیبی از غذاهای گوناگون را با هم بچشید . این تمرین به شما کمک می کند که یکی از حواس اصلی خودتان را تقویت کنید و این در رسیدن به تجربه خروج از بدن به شما کمک می کند .

دستور پرواز - حداقل یک ساعت بر روی طعم انواع غذاها تمرکز کنید . پس از آن مدتی استراحت کنید و سپس برای مدت سی دقیقه به تمرین ریلاکس شدگی پیشرونده بپردازید .

روز پنجم :

« روش لوور »


روش لوور به یادگار خاطره رویدادی نامگذاری شده است که نویسنده ای به نام دارلن مور برای اولین بار در محوطه اطراف موزه لوور در پاریس با آن برخورد پیدا کرد . در شب واقعه پس از آنکه این خانم نویسنده در هتل محل اقامت خویش به رختخواب رفت ، این احساس به او دست داد که گویی روح او از بدنش جدا شده و از بالا به جسمش که در رختخواب دراز کشیده نگاه می کند . این نخستین باری بود که او بدون مقدمه و برنامه ای به این احساس دل انگیز و مرموز دست می یافت . این تجربه بسیار کامل و جامع بود . پس از روح از جسمش جدا شد ، این امکان برای او فراهم شده بود که بتواند بشنود ، بوها را احساس کند ، ببیند و حتی نقاطی را لمس کند .

برای انجام تجربه لوور ، شما نیاز به دوست و همراهی دارید تا به شما کمک کند . برای این کار یک محل شلوغ را که از افراد ، ساختمانها و صدا پر باشد انتخاب کنید . این محل نباید جزء اماکنی باشد که شما قبلا برای تمرینات مربوط به پرواز آزاد آن را انتخاب کرده اید و یا مدتی را در آن گذرانده باشید . یک میدان ، پارک و یا کنار دریا نقاط مناسبی برای این تمرین به حساب می آیند .

در تمام طول تمرین بایستی چشمان شما بسته باشند ، این مدت به طور متوسط دو ساعت طول می کشد . ( به شما توصیه می کنیم یک عینک آفتابی بر روی چشمانتان بگذارید تا کمتر وضعیت غیر متعارف شما برای اطرافیان جلب نظر کند ) در تمام این مدت شما با دوستتان نباید صحبت کنید و نباید با دیگران هم وارد گفتگو شوید . در این مدت تنها از طریق تماس بدنی ، او باید شما را در گردش در منطقه راهنمایی کند و بدون استفاده از کلام ، شما را با برخی از نکات جالب محیط آشنا سازد .

برای شروع تمرین ، با دوستتان در یک گوشه قرار بگیرید . یک نفس عمیق بکشید و پس از آن با دقت به صدای تنفس خودتان دقیق شوید و به صداهای محیط اطراف هم توجه داشته باشید . دوست شما باید یک سلسله تجربیات متفاوت از یکدیگر را برای شما فراهم سازد و به آرامی شما را در محوطه بچرخاند . برای مثال ، او می تواند شما را به نزدیک چشمه آبی ببرد و دست شما را در داخل آب قرار دهد و شما باید به آرامی دستتان را در سطح آب حرکت دهید و اطراف آن را به دقت لمس کنید .

او می تواند مقداری برگ خشک ولی خوشبو را در دست شما قرار دهد و شما پس از لمس و خورد کردن آن ، از حواس پساوایی و بویایی خویش برای درک و شناسایی آن استفاده کنید . آنقدر دقت کنید تا مویرگها یا رگبرگهای گیاه را احساس کنید و پس از آن بار دیگر به صدای تنفس خویش دقت کنید . به این نکته ظریف توجه داشته باشید که احساس لامسه و بویایی شما قبل و بعد از خرد کردن برگها چقدر متفاوت است .

در تمام طول تمرین ، دوست شما باید در تحریک حواس شما به جز حس بینایی به شما کمک کند و مخصوصا از طریق انتقال پیام از راه تماس پوستی کوشش نماید . پس از یک ساعت تا یک ساعت و نیم ، دوست شما بایستی برای باز کردن چشمانتان شما را به نقطه آرامی ببرد . این نقطه بایستی سایه باشد تا نور شدید خورشید چشمان شما را آزار ندهد . اگر در طول تمرین از عینک آفتابی استفاده می کرده اید ، در این موقع می توانید عینک خود را بردارید . یک نفس عمیق بکشید و به آرامی چشمانتان را باز کنید . دقت کنید که چقدر آگاهی و تصور شما نسبت به اطرافتان نسبت به آنچه که قبلا فکر می کرده اید متفاوتند . مدت کمی صبر کنید تا با محیط اطراف و آنچه که در اطراف شما قرار دارد ، کاملا عادت کنید .

از دوستتان بخواهید تا بار دیگر شما را در این منطقه گردش بدهد و در این شرایط شما اشیاء و شرایطی را که بدون حس بینایی و با کمک حواس دیگر حس کرده بودید ، دقیقتر مشاهده کنید ، سعی کنید هر قدر که می توانید از طریق بینایی به جمع آوری اطلاعات بپردازید . مخصوصا بر روی نکات کوچک و ریز توجه و تمرکز کنید . برای مثال موقعی که به چشمه رسیدید ، به امواج آب دقیق شوید و یا اگر بار دیگر یک برگ خشک را در لای انگشتان خویش قرار دادید ، به شبکه عظیم ، ظریف و اعجاب بر انگیز رگبرگها دقیق شوید . در این مرحله هم مانند گذشته ، شما و دوست همراهتان نباید با یکدیگر صحبت کنید ، بلکه با استفاده از امکانات دیگر - مانند افراد لال - با هم ارتباط غیر لفظی پیدا کنید .

سپس در مرکز منطقه مورد بررسی جایی را برای نشستن پیدا کنید و چند نفس عمیق بکشید . به نحوه ادراک رنگها دقیق شوید . شما بیشتر چه رنگهایی را برای انتخاب لباس ترجیح می دهید ؟ الان چه رنگی در محیط اطراف شما بیشتر به چشم می خورد ؟ اگر به افقهای دور متمرکز شوید ، چه رنگی بیشتر برای شما جلب توجه می کند ؟

در لحظاتی که به نقاط دوردست دقیق می شوید ، به چگونگی محو شدن آنچه که در اطراف شما قرار دارد دقیق شوید . اگر به یک سنگریزه یا بوته ای که در کنار شما قرار دارند دقیق شوید ، اهمیت آن بیشتر از کوه و جنگلی می شود که در افقهای دوردست قرار می گیرند ، به یک نکته فلسفی دقیق و بسیار مهمی توجه می کنید که کاملا بستگی به این دارد که کانون توجه شما در کجاست .

چند نفس عمیق بکشید و سپس از طریق همه حواس خود ، هر آنچه را که در اطراف شماست جذب نمایید ، هرگز درصدد تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که به سوی مغز شما جریان پیدا می کنند نیفتید ، ولی دقت کنید تا تمام آنها را به خوبی و به شکلی کامل و جامع جذب کنید . بعد سعی کنید به احساس و ادراک مجموعه ای از چند حس بپردازید . برای مثال ، می توانید به صورتی همگام از حس شنوایی و چشایی خود استفاده ببرید . مثلا اگر در کنار دریا هستید و صدای آرامش بخش امواج دریا را می شنوید ، ضمن احساس رطوبت در هوا و لباسهایتان ، کوشش کنید شوری آب دریا را از طریق استشمام بوی آب و احساس رطوبت ادراک کنید . همانطوری که با نگاه ، تابش نور آفتاب بر روی امواج دریا را مشاهده می کنید ، از طریق بویایی هم طعم آب دریا را جستجو کنید . در همان حالی که به صداهایی که از دور و نزدیک می آیند دقت می کنید ، در آن لحظات هم به فشار و تماس لباسها به تنتان بیندیشید و همگام با آنها ، نرمی ماسه های ساحلی را که در زیر پای شما قرار دارند ، احساس کنید .

دستور پرواز - پس از آنکه روش لوور را انجام دادید ، استراحت مختصری بکنید و سپس به کارهای متفرقه و یا تفریح بپردازید . سعی کنید این کارها هیچگونه ارتباطی با برنامه پرواز شما نداشته باشند . استراحت و کارهای سبک به ضمیر شما این امکان را می دهد که بهتر به جذب و نگهداری مطالبی بپردازید که در طول روز با آنها برخورد کرده اید .
روز ششم :

« بلیط برگشت »


روز ششم را با تمرین بر روی « ریلاکس شدن آگاهانه » آغاز کنید ، یعنی کاری که در تمام روز به انجام و تکرار آن مشغول بوده اید .

یک مکان آرام و مناسب را انتخاب کنید تا در طول تمرین کسی یا چیزی مزاحم شما نشود . دقت کنید که در این مکان از لحاظ روحی و جسمی در امنیت کامل باشید . چشمانتان را ببندید و به آرامی و آهستگی به یک ریلاکس شدن عمیق و گسترده بروید و در این جریان از تنفسهای آرام و عمیق بهره ببرید . در همان لحظاتی که شدیدا و عمیقا ریلاکس شده اید ، با نهایت دقت بر روی محیط اطراف خودتان که کاملا در مجاورت شما قرار گرفته است ، تمرکز کنید .

در همان حالی که در شرایط ریلاکس بودن گسترده و عمیق قرار گرفته اید ، به ادراکاتتان در روز قبل - در جریان تمرین روش لوور - تمرکز کنید . تصور کنید بدون کمک جسمتان و تنها با قدرت تجسم و تفکرتان ، بار دیگر به آن منطقه برگشته اید و به بررسی و تحقیق بر روی پدیده های مختلف مشغولید .

بر روی صداهای تنفسی خود تمرکز پیدا کنید . خیال کنید بار دیگر به محلی رفته اید که در روز پنجم در آنجا به تعمق بر روی صداهای تنفسی خویش پرداخته بودید . تصور کنید که می توانید سختی زمین زیر پا و لطافت هوای اطراف بدنتان را با دقت فراوان احساس کنید . صبر کنید تا خاطره این دریافتها هر قدر بیشتر و دقیقتر در ذهن شما جذب و ضبط شود . کوشش کنید به جای آنکه تصویر ذهنی از محیط اطراف خود داشته باشید . به نقاط دورتری فکر کنید و آنرا با دقت و ظرافت در خاطرتان مجسم سازید . پس از آنکه این محل جدید کاملا در ذهن شما شکل گرفت ، تلاش کنید به اطراف حرکت کرده و کلیه قسمتهای مجاور را به خوبی مشاهده کنید .

از لحاظ فکری و ذهنی ، همان نقاطی را مشاهده کنید که روز قبل دوست یا راهنمایتان شما را به آنجا هدایت کرده است . صداهایی را که شنیده اید به یاد بیاورید و بوهایی را که استشمام کرده اید در خاطرتان زنده کنید . نکات بسیار ریز و کوچکی را که مشاهده کرده بودید ، بار دیگر آنها را در فکرتان زنده و مجسم کنید . به تجربیات متعددی فکر کنید که برای شما اعجاب انگیز بودند . یکبار دیگر با تجسم و تخیل ، این حالت را در ذهنتان بازسازی کنید . خیال کنید که شما می خواهید بار دیگر - ولی بدون بدنتان - از این محل دیدن کنید ، ولی با وجود اینهمه آن ادراکات حسی را به صورت ذهنی داشته اید که در نوبت اول و به شکل جسمی و عینی با آنها برخورد کرده بودید . در این شرایط ، شما به دریافت و احساس کاملا نوینی می رسید ، به این معنا که وقتی شما بر روی حواس جدیدی تمرکز و تکیه می کنید ، جهان را با رنگ و آب و حال و هوای متفاوتی ادراک می کنید .

در طول این سفر تخیلی ، چشمان خودتان را باز نکنید . بگذارید خاطره تصویزی شما از آن محل به کمک قدرت تفکر و تخیل شما به بازسازی خاطره این ناحیه بپردازد .

حداقل در حدود یک ساعت این تمرین را ادامه بدهید . در طول این سفر نهایت دقت را بکنید تا به طور ذهنی و جسمی همه ادراکات و تجربیاتی را داشته باشید که در شرایط بیداری قبلا تجربه کرده اید . به یاد بیاورید که در اولین روز تمرین در لحظاتی که برای شناسایی دقیق یا بازشناسی خودتان در آیینه به کالبد خودتان نگاه کردید ، چه احساسی داشتید ؟ بعدها در جریانات تمرینات هفته اول موقعی که به بوی نقاط مختلف بدن خویش توجه می کردید ، چه فکر می کردید ؟ در لحظاتی که به تمرین در زمینه ریلاکس شدن آگاهانه مشغول می شوید ، نسبت به محیط و حوادث محیطی چه فکر می کنید ؟

یک نفس عمیق بکشید و به آرامی انگشتان دست و پاهایتان را جمع و منقبض کنید . با یک کشش طولانی در عضلات بدنتان هرچه بیشتر حالت رخوت و سستی ریلاکس بودن را از وجودتان خارج کنید و با نگاه کردن به چپ و راست بدنتان ، توجه بیشتری به محیط مادی و اطرافتان پیدا کنید . می توانید دستها و دسته صندلی را لمس کنید و خشونت و سختی دنیای مادی را احساس کنید و سپس از جا برخیزید و کمی به اطراف حرکت کنید .

اگر این تمرین را به خوبی انجام دهید ، در لحظاتی این احساس برای شما پدید می آید که گویی روح شما از بدنتان خارج شده و در فضا به حالت غوطه ور باقی مانده است . در این شرایط به جای آنکه به بررسی این پدیده بپردازید ، که آیا واقعا یک ادراک خارج از جسمی را تجربه می کنید یا نه ، بهتر است به چیزی توجه و تمرکز نکنید و بگذارید اوضاع به نحو عادی پیشرفت کنند .

دستور پرواز - در روزهایی که برنامه و تمرین پرواز آزاد را انجام می دهید ، اکیدا به شما توصیه می کنیم که برنامه و روند عادی زندگی خودتان را هم انجام دهید . هرگز کوشش نکنید تا از حقیقت و زندگی عادی و مادی کناره گیری کنید . از سوی دیگر به شما توصیه می کنیم تا به صورتی همگام و توام ، برنامه ریلاکس شدن آگاهانه و تمرین بلیط برگشت را در روزهای آینده به شکلی مستمر و دقیق انجام دهید .

روز هفتم :

« از زندگی مادی دور نشویم »


روز هفتم را با القای ریلاکس شدن پیشرونده و آگاهانه آغاز کنید .

در حالی که در شرایط ریلاکس بودن آگاهانه قرار دارید ، در حدود یک ساعت به تمرین برنامه بلیط برگشت بپردازید که قبلا با آن آشنا شده اید . به یاد داشته باشید که برای اولین بار بر روی نقطه ای تمرکز کنید که برای نخستین بار تمرین لوور را انجام داده اید .

پس از آنکه سفر روحی خویش را انجام دادید ، حداقل یک ساعت به انجام یک حرکت جسمی شدید بپردازید . این تعادل در زندگی جسمی و روحی برای حفظ سلامتی شما در این زمینه بسیار مفید و موثر است و باعث می شود تا شما بیشتر از حد معمول به یکی از این دو قطب زندگی جذب و نسبت به دیگری بی توجه نشوید . نوع فعالیت جسمی که انتخاب می کنید ، طیف وسیعی از فعالیتها را برای شما می تواند داشته باشد . برای مثال : پیاده روی ، دویدن ، ورزش در یک استادیوم ، شستن ماشین و یا بازی بسکتبال با دوستان و همسایگان نمونه هایی از این نوع فعالیتهاست .

پس از آنکه کاملا با انجام کارهای جسمی و بدنی خسته و یا راضی شدید ، به کارهایی بپردازید که در این جهان خاکی برای انسانهای فانی وجود دارند . به دیدار یکی از دوستان یا بستگان خویش بروید و یا در یک رستوران غذای لذیذی را بخورید . می توانید با موسیقی یا آواز خودتان را سرگرم کنید و یا مدتی کوتاه به رانندگی بپردازید و یا به سینما بروید . خیال کنید که امروز تعطیلی شماست و کوشش کنید به صورت خوبی خودتان را سرگرم کنید . حتما یک جشن ساده بگیرید .

شما با موفقیت تمرینات مربوط به هفته اول برنامه پرواز آزاد را انجام داده اید !
هفته دوم :

آمادگی برای پرواز کردن

روز هشتم :   صعود بر بلندای جسم

روز نهم :   اتاقی با یک منظره

روز دهم :   در آنجا بودن

روز یازدهم :  لذت خرید از یک فروشگاه

روز دوازدهم :   در درون شما و بدون شما

روز سیزدهم :   کار نا تمام

روز چهاردهم :   روزهایی از آینده سپری شده شما !

آمادگی برای پرواز کردن


به برنامه هفته دوم پرواز آزاد خوش آمدید ! در هفته دوم شما با تمرینهایی که انجام می دهید ، بیشتر و بهتر با حوزه عمل ادراکات خارج از حس آشنا می شوید . با تمریناتی که در این هفته انجام می دهید ، از لحاظ روانی ارتباط و وابستگیهای شما با جسمتان و جهان اطرافتان گسترش و بسط بیشتری پسدا می کند . در سایه این تمرینات شما به مهمترین ویژگی ادراک خارج از حسی نزدیک می شوید و آن عبارت از احساس ذهنی حضور داشتن در خارج از بدن می باشد .

به تدریج در روزهای بعدی هفته ، شما این مهارت و قابلیت را پیدا می کنید که بتوانید توجه خودتان را بر روی نقاط دوردست متمرکز کنید و حتی نسبت به زمان سبقت و پیشی گرفته و یا به زمانهای گذشته باز گردید . موقعی که در این زمینه ها به اندازه کافی پیشرفت کردید ، به آن قدرت و امکان غیر متعارف دست پیدا می کنید که بتوانید از لحاظ ذهنی و روحی پرواز کنید .

در طول این جریان ، شما متوجه این نکته می شوید که کدامیک از تکنیکهای تجربه خارج از جسمی برای شما مناسب تر است . برخی از شرکت کنندگان در این برنامه ، پس از آنکه با روش روشن بینی ، آگاهی و هوشیاری خویش را در طول اتاق به حرکت در آوردند ، به ادراک خروج از بدن نایل می شوند ، در حالی که برای گروهی از افراد این حالت در شرایط بهتری تحقق پیدا می کند که نسبت به سرعت عادی زمان تندتر یا کندتر حرکت کنند . نگران این مسئله نباشید که شما آیا به این مدارج نایل می شوید یا نه ؟ زیرا در هفته دوم بالاخره ما به شما می آموزیم که چطور بر محدودیتها و نا رسائیهای خویش فایق آیید . بالاخره این امکان برای شما فراهم می آید که هر موقعی بخواهید با کمک اراده انواع ادراکات خارج از حسی را تجربه کنید .

در هفته دوم شما بر یکی از محدودیتها یا نارسائیهای مهمی که سد راه پیشرفت در رسیدن به ادراکات خارج از حسی است نایل می شوید و آن ترس بی مورد از این مسئله است که نکند روح شما پس از خروج از بدن ، دوباره به داخل جسمتان برگشت پیدا نکند . پس از اینکه تمرینات این هفته به پایان رسید ، برای برخی از شرکت کنندگان در این برنامه ممکن است این احساس پدید آید که احساس پرواز لزوما بستگی به این ندارد که روح یا آگاهی شما از جسمتان جدا شده و نسبت به آن مفارقت کند . به این معنی که برخی از افراد مانند روح سرگردانی می شوند که کالبد مادی خود را رها کرده باشد . به هر صورت این تجربه و ادراک دلپذیر برای همه سیمای واحدی ندارد . برخی گویی از جهان مادی جدا شده و در عالم ارواح و اشباح به سیر و گشت می پردازند و در بعضی از موارد ، افراد دیگر با احساس جدا نشدن از این دنیای خاکی ، به برخی از دریافتهای غیر متعارف و متعالی نایل می شوند .
روز هشتم :

« صعود بر بلندای جسم »


در روز هشتم ، یک مهارت بسیار مهم و اساسی را می آموزید و آن قدرت و قابلیت احساس جدا شدن یا جدا بودن جسم و روان در دو محل متفاوت است . این مهارت نه تنها به شما کمک می کند که به تجربه دل انگیز خروج از جسم نایل آیید ، بلکه در آینده در هر موقعیتی می توانید به صورتی ارادی این تجربه را داشته باشید .

برای انجام این کار ، در یک محیط آرام و امن و بسیار راحت دراز بکشید و یک وضعیت ریلاکس بودن اگاهانه را ایجاد کنید . پس از آنکه به یک ریلاکس بسیار عمیق و گسترده دسترسی پیدا کردید ، به این نکته توجه کنید که « داخل جسم بودن » چه احساسی را به همراه دارد ، همان طوری که در هفته اول تجربه کردید . در شرایطی که چشمان شما بسته است ، با چشم درونی محیط اطراف را در خاطرتان مجسم کرده و یا اینکه با این چشم باطنی به گوشه و کنار محل استقرارتان بنگرید . بار دیگر به این تجسم و تفکر روی آورید که لحظه به لحظه جسم شما کوچک و کوچکتر می شود . سپس تجسم کنید که آگاهی و شعور شما لحظه به لحظه گسترش و استنباط پیدا می کند تا اینکه تمام اتاق را پر می کند . پس از آن احساس کنید که جسم و جان شما به اندازه های طبیعی و واقعی خود رجعت پیدا می کنند . یک نفس عمیق بکشید و پس از آن به صداهایی توجه کنید که در جریان تنفس در درون کالبد شما پدید می آیند .

حالا سعی کنید که کاملا بی حرکت شوید و در موقع دم و بازدم این ادراک را حاصل کنید که گویی روح شما هر بار چند سانتیمتر از جسم شما به بالاتر صعود می کند . این احساس را پیدا کنید که گویی روح شما بر بالای جسم شما در هوا غوطه می خورد و شما از درون جسمتان به این وجود مواج می نگرید . به خودتان این فرصت را بدهید که با گذشت زمان به این تجربه دل انگیز و مطبوع دسترسی پیدا کنید . در این شرایط ، نقطه توجه و تمرکز خویش را به جلو و عقب یا بهتر بگوییم به بالا و پایین بفرستید . یعنی لحظاتی از درون جسمتان به روح شناورتان خیره شوید و گاهی از روحتان به کالبد خفته و بی حرکتتان که در کف اتاق دراز کشیده توجه کنید .

این تمرینها را تا موقعی ادامه بدهید که بتوانید تصور و تجسم مواج بودن را برای دقایق متوالی و بدون ناراحت شدن ادامه دهید . پس از آنکه به این مرحله رسیدید ، تجسم کنید که قسمت جدا شده از جسم شما دارد به طرف پایین و به طرف جسم مادی شما می نگرد . سعی کنید بیشترین میزان تمرکز و تجسم را بر روی قسمت مواج و توجه کمتری را بر کالبد مادی خودتان داشته باشید . آنقدر این تصور ذهنی را دقیق و خوب در مخیله خودتان ترسیم کنید که نکات ظریف بینایی ، پساوایی و شنیداری شما هر چه بیشتر با واقعیت تطابق داشته باشند .

احساس نگاه کردن به پایین و به جسم مادی خودتان از یک موقعیت که مستقیما در بالای جایگاه کالبد شما قرار گرفته باشد ، یکی از اساسی ترین و شایعترین پدیده هایی است که در تجربه خارج از جسم گزارش شده است . پس از آنکه شما به این احساس دست یافتید ، ما به شما پیشنهاد می کنیم که به تدریج آگاهی خودتان را به جسمتان منتقل سازید .

دستور پرواز - پس از آنکه تمرین بالا را انجام دادید ، یک ساعتی استراحت کنید و غذای مختصری بخورید . سپس برای بار دوم تمرین فوق را از اول آغاز کنید ، ولی در این موقع زمان مواج بودن را به ده تا پانزده دقیقه برسانید . در روزهای آینده در موقع خوابیدن در بستر شبانه ، طوری تجسم کنید که دقایقی قبل از خواب ، در بالای جسمتان به حالت مواج در آیید . در روزهای آینده که برنامه آموزش برای پرواز آزاد را تمرین می کنید ، هر شب قبل از خوابیدن این برنامه را تکرار کنید .
روز نهم :

« اتاقی با یک منظره »


برای تمرین امروز همان مکان آرام و امنی را انتخاب کنید که روز قبل در آن تمرین کرده بودید . دراز بکشید و یک برنامه ریلاکس شدن آگاهانه را اجرا کنید . به محض اینکه احساس کردید عمیقا ریلاکس شده اید ، به صداها و دریافتهای درونی خودتان تمرکز کنید که با تنفس همراه است . یک بار دیگر کوشش کنید که جهان را از درون خودتان درک کنید .

در این موقع ، به جای اینکه مستقیما بر روی شناور بودن تمرکز کنید ، به یک نقطه خاصی در داخل اتاق تمرکز کنید . خیال کنید که آگاهی شما از جسمتان خارج شده و به نقطه ای کمی دورتر از جسمتان انتقال پیدا کرده است .

حال تصور کنید که شما یک نقطه آگاهی هستید که در آن سوی اتاق شناور است ، و دیگر اینکه از این نقطه جدید و دور افتاده به کالبدتان می نگرید . آنقدر صبر و دقت کنید تا این ادراک در داخل بدن شما کاملا شکل بگیرد ، نهایت دقت را بکار برید که به کمک حواس پنجگانه خویش به جمع آوری جزئیات بپردازید .

پس از چند دقیقه ، به نقطه دیگری از محیط اطراف خود دقیق شوید . در حالی که تصویر ذهنی و مشخصات نقطه قبلی به تدریج از چشم دل شما زایل می شود ، دقت کنید تا هر چه بهتر مشخصات و دقایق محل جدید را در خاطرتان مجسم سازید . قبل از آنکه توجه خودتان را از این محل به بدنتان منتقل سازید ، برای چند دقیقه تصویر ذهنی این مکان را در خاطرتان حفظ کنید .

در زمان تمرین ، کوشش کنید تا این تصویر هر چه دقیق تر در ذهن شما شکل بگیرد . هر قدر قدرت تمرکز شما در ادراک جزئیات بیشتر باشد ، زودتر و بهتر ادراک خارج از بدنی را احساس می کنید .

دستور پرواز - پس از آنکه تمرین فوق را انجام دادید ، برای مدت سی دقیقه استراحت کنید . پس از آن به تکرار تمرین فوق بپردازید و سعی کنید تا آگاهی خودتان را به نقطه دورتری منتقل سازید . شما می توانید تا سه بار متوالی به تکرار این تمرین بپردازید . اینکه چند بار این تمرین را انجام می دهید چندان مهم نیست ، آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است آنست که عجله ای به خرج نداده باشید .
روز دهم :

« در آنجا بودن »


در ادراکات خارج از جسمی خود به خود ، بسیاری از افراد گزارش داده اند که از مکانهایی دیدن کرده اند که از لحاظ عاطفی جذابیت و اهمیت بسیار زیادی برای آنان داشته است . اینها می توانند اماکن آشنایی باشند ، یا اماکن دارای اهمیت سمبلیک یا شخصی باشند که آشنایی کمتری با آنان دارید . با شناخت و تجسم ذهنی ذهنی اماکن بسیار مهم از نظر شما ، شاید بتوانید یک ادراک خارج از جسمی را ایجاد کنید .

دستور پرواز - امروز شما یکی از پیچیده ترین تمریناتی را انجام می دهید که به برنامه پرواز آزاد شما کمک می کند . به شما پیشنهاد می کنیم که فبل از شروع به تمرین ، دو یا سه بار قبلا دستور عمل را به دقت مطالعه کنید . اگر در طول این برنامه یکی دو قسمت را فراموش کردید ، نگران نباشید . تأثیر جمعی بقیه قسمتها هم اسلحه بسیار پر قدرتی است که در رسیدن به موفقیت به شما کمک می کنند .

برنامه روز دهم را با استقرار در داخل خانه یا مکان خاصی آغاز کنید که از لحاظ معنوی و احساسی برای شما معنای خاصی داشته باشد . پس از آنکه نقطه خاصی از این مکان را انتخاب کردید ، با قدم زدن به جای دیگری بروید که در حدود ده یا پانزده دقیقه پیاده روی از آنجا فاصله داشته باشد . سپس محلی را برای تمرین انتخاب کنید . در جای راحت و آرامی بنشینید و چشمانتان را ببندید . بعد چند نفس عمیق بکشید و مجسم کنید که در صندلی و یا مبل راحتی در خانه خودتان قرار گرفته اید ، همان جایی که در هفته اول « ریلاکس شدن آگاهانه » را تمرین می کردید . در این لحظات ، به آرامی چشمانتان را نیمه باز کنید و خیال کنید آنچه را که در اطرافتان مشاهده می کنید ، قسمتی از یک ادراک خارج از جسمی واقعی می باشد ، به آرامی چند نفس عمیق بکشید و مجذوب قسمتهای مختلفی شوید که در اطراف شما قرار دارند .

با فراغت خاطر همچنان به تماشای محلی ادامه دهید که آن را انتخاب کرده اید . به یاد داشته باشید که حالا شما دارید اینطور وانمود می کنید که یک ادراک خارج از حس واقعی را تجربه می کنید . در این جریان بایستی کوشش کنید تماس و ارتباط انسانی با دیگران نداشته باشید ، مگر آنکه مجبور به این کار شوید . اشکالی وجود ندارد اگر شما احساس یا تصور کنید که حضوری روح واره یا شبح گونه در این محل دارید .

در این موقع به آرامی از جا بلند شوید و به سوی خانه یا مکان خاصی که انتخاب کرده بودید به راه بیفتید . در این جریان ، شما بایستی تنها نقش یک ناظر را داشته باشید . برای مثال ، اگر به محل کار یا دفترتان رسیدید ، نباید با مطالعه برخی از کاغذها و یا انجام برخی از کارهای معوقه ، خودتان را به کارهای دنیوی و روزمره مشغول کنید ، بلکه گذری شبح گونه یا روح واره نسبت به این محل داشته باشید . اگر بار دیگر به اتاق خواب خودتان برگشتید ، سعی نکنید که آن را مرتب کنید ، بلکه خیلی آرام و سطحی مانند یک نسیم از آن بگذرید .

تلاش کنید حس یا قدرت مشاهده از راه دور را در خودتان ایجاد کنید ، همان کاری را که در هفته اول در موقع حضور در موزه انجام دادید . خیال کنید برای اولین بار می خواهید از محل جدیدی دیدن کنید . به نکات و نقاط ریز آن دقیق شوید و پیش خودتان بگویید که این رویت درونی چه احساسی را در شما پدید می آورد ؟ چه نوع افرادی در این محل زندگی می کنند ؟ آنان نسبت به حضور شبح واره شما در این محل چه عکس العملی نشان می دهند ؟

حالا چند نفس عمیق بکشید و این محل را با دقت و ظرافت بیشتری نظاره کنید . اگر این محل دفتر یا محل کار شماست ، آیا می توانید تفاوت زیادی را که روزها در موقع کار و فعالیت و شب در موقع سکوت و جمود دارد شرح دهید ؟ فکر کنید اگر در شلوغ ترین ساعات روز یک دیدار شبح واره از این محل داشته باشید ، به شما چه احساسی دست می دهد ؟ به تفاوتهایی فکر کنید که در زندگی روزمره و در دیدار خیالی خروج از بدن با آن مواجه می شوید .

پس از آنکه در حدود پانزده و یا بیست دقیقه از این محل درون خانه دیدار به عمل آوردید ، بار دیگر به همان نقطه بیرونی برگردید که تمرین را از آنجا آغاز کرده بودید . چون تمام تمرکز و توجه شما بایستی به محیط اطرافتان معطوف شده باشد ، بنا بر این نباید با افرادی که احیانا در این نقاط دیده می شوند و یا از آنجا عبور می کنند تماسی برقرار کنید . بار دیگر در جای آرامی قرار بگیرید ، چشمانتان را ببندید و پس از کشیدن چند نفس عمیق ، این احساس را در خودتان به وجود بیاورید که گویا دوباره در خانه خودتان و در همان مبل راحتی مستقر شده اید که در آن تمرین ریلاکس شدن آگاهانه را داشته اید . پس از مدتی چشمانتان را باز کنید و به سرعت زیادی به خانه خودتان مراجعت کنید .

پس از رسیدن به خانه ، بدون آنکه با کسی صحبت کنید و یا به کاری مشغول شوید ، بلافاصله کفشهایتان را از پاهایتان خارج کنید و در درون مبل یا روی صندلی خاصی قرار بگیرید که در آن تمرین ریلاکس شدن پیشرونده را انجام می دادید . بعد از آنکه کاملا ریلاکس شدید ، به نقاطی در خارج تمرکز کنید که دقایقی قبل در آنجا بودید . همانطوری که در خارج از خانه بر روی « بودن در خانه » تمرکز داشتید ، حالا هم بر روی « بیرون از این محل » تمرکز کنید .

چند نفس عمیق بکشید و با دقت فراوان به بازسازی ذهنی منظره خاصی بپردازید که صبح با دفت به نقاط مختلف آن دقیق شدید . به یاد بیاورید چگونه به این قسمتها نظاره کرده بودید . سعی کنید مجذوب خاطره چند ساعت قبل بشوید . حالا یک نفس عمیق و آرام بکشید و خیال کنید در همان محل خارج از خانه قرار دارید . به یاد بیاورید لحظاتی را که شما در خارج از خانه بودید و حواس پنجگانه شما انبوهی از تحریکات حسی را دریافت می کردند که مربوط به حضور جسمانی در این مکان بود ، ولی با وجود این ، شما با قدرت پندارتان ، خود را در خانه و بر روی مبل یادگیری احساس می کردید .

در این موقع می توانید از ریلاکس بودن آگاهانه خارج شوید . برای رسیدن به این حالت یک نفس می کشید ، انگشتان دستها و پاهایتان را منقبض می کنید و چشمانتان را باز می کنید . با فشار بر روی دسته صندلی ، سختی اجسام مادی را احساس کرده و به اطرافتان نگاه کنید و پس از بلند شدن از روی صندلی ، از اتاق خارج شوید .

دستور پرواز - کمی غذا بخورید و قدم بزنید تا دوباره کاملا به زندگی مادی و دنیوی عادت کنید . حتی می توانید چند کار جسمی یا دنیوی انجام دهید . این کارها می توانند شامل مشاهده برنامه های تلویزیونی ، قدم زدن در اطراف خانه ، خوردن غذا یا بستنی و یا رفتن به سینما باشد .

بار دیگر به تمرین آنچه که انجام داده بودید بپردازید . می توانید همانجایی را که قبلا در محیط خارج برای تمرین انتخاب کرده بودید ، انتخاب کنید ، ولی برای تمرین ادراک خارج از حسی مکان دیگری را در نظر بگیرید . اگر قبلا از اتاق خواب خودتان برای نقطه تمرکز استفاده کرده بودید ، حالا می توانید از محل کارتان برای این هدف استفاده کنید .

دستور پرواز - اگر انجام این تمرین کلا سبب ایجاد اختلال در تعیین موقعیت باشد ، به خاطر داشته باشید که تمرین مزبور در راستای هدف کلی ما انتخاب شده است . کمال مطلوب آنست که شما بر اثر ادامه برنامه پرواز آزاد و نیز تمرینات مختلف مداوم و مرتب ، این توانایی را در خود پدید می آورید که بتوانید هر محل مورد نظرتان را تمرکز کنید بی آنکه تابع محدودیتهای بسیار زیاد محیط فیزیکی اطراف خود باشید .

روز یازدهم :

« لذت خرید از یک فروشگاه »


امروز تا حدودی شما استراحت می کنید زیرا مثل سه روز قبل مجبور نیستید با تمرکزهای متوالی خودتان را خسته کنید . بر عکس ، امروز یاد می گیرید که چطور بر روی مکان خاصی تمرکز نکنید ، اعم از اینکه این محل برای شما آشنا یا غریبه بوده باشد .

برنامه را با رفتن به یک فروشگاه بزرگ آغاز کنید که تا به حال آنرا ندیده بودید . هدف این است که شما قسمت کوچکی از این فروشگاه را در نظر بگیرید . بدون آنکه قصد خرید چیزی را داشته باشید ، از قسمتهای مختلف آن دیدن کنید . به طوری که در تجربه های قبلی مشاهده کرده اید ، چون این دیدار جنبه شخصی و خصوصی دارد ، بنا بر این نهایت کوشش را به خرج دهید تا با افرادی که در این محل هستند وارد گفتگو نشوید . به این نکته بسیار مهم دقت کنید که در حالی که شما قصد انتخاب و خرید چیزی را ندارید ، لمس آن شیء خاص برای شما چه معنایی می تواند داشته باشد . اگر شما نخواهید یک فنجان را بخرید و به آشپزخانه خانه تان ببرید ، در این شرایط چقدر نسبت به همه فنجانها بی تفاوت خواهید بود . محلی را که برای بررسی انتخاب کرده اید ، برای مدت 30 تا 45 دقیقه به دقت مورد توجه قرار دهید .

دستور پرواز - در حدود بیست دقیقه استراحت کنید و در این مدت از فروشگاه خارج شده و دوباره به آن برگردید .

پس از آنکه دوباره به فروشگاه برگشتید مکان دیگری را برای تماشا انتخاب کنید . این بار هدف شما باید این باشد که هدیه کوچکی را برای یکی از دوستان تهیه کنید . قیمت این کادو نباید از حدود یک یا دو دلار بیشتر باشد . به این نکته مهم توجه کنید که چگونه احساس شما نسبت به محیط و اشیاء اطرافتان تغییر پیدا می کند ، زیرا شما نسبت به فردی که می خواهید برای او چیزی بخرید احساس عاطفی یا دوستانه ای دارید . توجه کنید وقتی که شما به فردی که می خواهید برای او چیزی بخرید فکر می کنید ، درک و احساس شما نسبت به آن چیز تفاوت پیدا می کند .

پس از آنکه هدیه را خریدید و از فروشگاه خارج شدید ، کادویی را که خریده اید از لفاف یا بسته بندیش خارج کنید و به آن خیره شوید . این جسم در اصل و بنیاد با هزاران جسم مشابه آن که ساخته و فروخته می شوند تفاوتی ندارد ، ولی چون در این لحظات در ارتباط با دوستتان یک جنبه عاطفی عمیقی پیدا کرده است ، بنا بر این با هر چیز دیگری در جهان برای شما مساوی یا قابل مقایسه نخواهد بود . پس از آنکه به خانه رسیدید آنرا در محلی قرار دهید که کاملا در معرض دید شما باشد و پس از چند روزی آنرا به دوستتان هدیه کنید . در این مدت شما می توانید در اتاق به حالت ریلاکس عمیق قرار بگیرید و لحظاتی را در خاطرتان مجسم کنید که برای اولین بار در فروشگاه این جسم را مشاهده کردید . برای دقایقی بر روی شکل ظاهری و کاری که انجام می دهد تمرکز کنید . پس از آن به جنبه های احساسی و عاطفی آن بیاندیشید که آنرا می خواهید به فردی بدهید که برای شما معنا و ارزش بسیار زیادی دارد . برای پانزده دقیقه بار عاطفی خود را نسبت به این جسم ، متمرکز و آنرا دور سازید .

دستور پرواز - قبل از آنکه به قسمت بعدی این تمرین بپردازید برای چند دقیقه ای استراحت کنید .

پس از صرف یک غذای مختصر گشت و گذاری در اطراف خانه خودتان بزنید و با تمرکز و تجسم ، وضع آنجا را قبل از آنکه شما به آنجا بروید به یاد بیاورید . به خاطر بیاورید که در آن موقع خانه چقدر خالی و بیگانه به نظر می آمد و بعدا با پر شدن آن از وسایل و اسباب خانه شما ، چطور احساس شما نسبت به آن تغییر کرد . یکی از وسائل شخصی خودتان را انتخاب کنید که برای شما معنای خاصی داشته باشد و اولین لحظه ای را به یاد بیاورید که با آن روبرو شدید . به یاد بیاورید چگونه این جسم به فضای عاطفی شما راه پیدا کرد و در هاله ای از احساسات و علایق شما قرار گرفت . به مجموعه احساس و علاقه خودتان نسبت به تمام وسایلی که در خانه قرار دارند بیاندیشید . این اشیاء چگونه در عکس العمل شما نسبت به محیط اطرافتان اثر می گذارند .

برای انجام قسمت دوم این تمرین ، به یک حالت ریلاکس شدن عمیق و آگاهانه وارد شوید . چشمانتان راببندید و بر روی جسمی تمرکز کنید که شما آنرا از فروشگاه خریده و به خانه آورده اید .  تصور کنید شما در حالت مواج در هوا ، در جلوی آن قرار گرفته اید ، هر جایی که آنرا قرار داده باشید . به کوچکترین نقاط و نکات ظریف آن تمرکز و تجسم کنید و مورد استفاده بودن آنرا در نظر بگیرید و به بار عاطفی آن که در ارتباط با زندگی شما دارد بیاندیشید . فکر کنید که شما از اندازه یک نقطه مادی بزرگتر نیستید و در این شرایط می توانید در تمام زوایا و قسمتهای آن قرار گرفته و تصویر درشت و دقیقی از جهات مختلف آن داشته باشید . بعد مجسم کنید که شما به اندازه عادی و معمولی خودتان برگشته اید و از یک فاصله به آن جسم می نگرید .

یک نفس عمیق بکشید و بار دیگر به برخی از ویژگیهای محیط زندگی خودتان - به جز آن هدیه خریداری شده - فکر کنید . چیز دیگری را در نظر بگیرید و تمام حواس خودتان را بر روی آن متمرکز سازید . به بعضی از نکات ظریف و ظاهرا غیر مهمی بیاندیشید که در ارتباط با این جسم در شرایط عادی به آن فکر نمی کنید . در عالم خیال خودتان را تا اندازه یک نقطه مادی کوچک کرده و در مقابل ، آن جسم را بزرگتر از اندازه واقعی خود مجسم و تصور کنید . پس از مدتی دوباره به اندازه طبیعی خودتان برگردید . یک نفس عمیق بکشید و بگذارید هوا به آرامی از ریه های شما خارج شود و در این لحظات به احساسی که در کالبد شما وجود دارد بیاندیشید .

در سی دقیقه بعدی به جنبه های احساسی برخی از لوازم دیگری بیاندیشید که در خانه شما قرار دارند و در مورد همه آنها همان دستورالعمل های بالا را بکار ببرید .

دستور پرواز - کمی غذا بخورید و بعد خودتان را با کارهایی مشغول کنید که ارتباطی با برنامه پرواز نداشته باشند . در موقع خوابیدن ، این حالت را تجسم کنید که گویی به کالبد خودتان که در بستر غنوده نگاه می کنید . در این لحظات به کلیه اشیایی بیاندیشید که در اطراف شما در خانه وجود دارند و برای شما بار عاطفی سنگینی دارند . از جمله به هدیه ای فکر کنید که از فروشگاه خریده اید و در ضمن آماده شوید تا به خواب بروید .
روز دوازدهم :

« در درون شما و بدون شما »


این تمرین را در نخستین لحظات بیدار شدن - قبل از هر کار دیگر - و پسش از برخاستن از بستر انجام دهید . پس از اینکه احساس کردید که از خواب بیدار شده اید ، حتی پیش از اینکه چشمانتان را باز کرده و یا حتی تکان بخورید ، بر روی تصویر خیالی خودتان ، که گویی دارد به پایین و به جسم شما نگاه می کند ، تمرکز کنید . به اندازه کافی وقت صرف کنید تا این تصویر کاملا در ذهن شما شکل بگیرد . در این موقع یک نفس عمیق بکشید و بعد یکی از اشیایی را در خاطرتان مجسم کنید که از لحاظ عاطفی و احساسی برای شما معنی دار می باشد و در تمرینهای روز گذشته مورد توجه شما بوده است . یکبار دیگر این حالت را در ذهنتان مجسم کنید که گویی شما در هوا و در جلوی ان شیء به حالت معلق قرار گرفته اید .

به خاطرات مربوط به این شیء و به محیط اطراف آن دقیق شوید . تمام جنبه های زیبایی و طرز کارکرد آن شیء را به خاطر بیاورید و حتی کوچکترین نکات مربوط به آن ، نباید در تصویر ذهنی شما نادیده گرفته شود . در تمام این لحظات مجسم کنید که گویی روح شما به حالت مواج در هوا در جلو آن شیء قرار گرفته است .

یک نفس عمیق دیگر بکشید و در شرایط درون بینی ، به آنچه که در اطراف بدن شما قرار دارد دقیق شوید . پس از مدتی تصویر ذهنی خاصی را که در مغز شما شکل گرفته است محو و ناپدید سازید و بار دیگر به تصویری خیره شوید که گویی خود شما دارید بر روی صورت جسم خودتان که در بستر خوابیده ، نگاه می کنید . نظیر این تمرین را شما در روز هشتم هم انجام داده اید . بار دیگر این منظره را در خاطرتان بازسازی کنید که روح جدا شده از تن شما در بالای بسترتان به حالت مواج در فضا به کالبد خفته تان در بستر نگاه می کند .

حالا یک نفس عمیق دیگر بکشید و انگشتان دستها و پاهایتان را جمع کنید و بعد چشمانتان را باز کنید . پس از آنکه احساس راحتی کردید ، به انجام کارهای عادی صبحگاهی خویش بپردازید .

دستور پرواز - برای بقیه ساعات روز به انجام کارهای عادی زندگی روزمره خویش بپردازید . ممکن است در این مدت برخی از تمرینات مربوط به پرواز آزاد را هم انجام دهید ، البته اگر فرصت کافی برای شما وجود داشت .

بعدا در موقع شب و موقعی که برای خوابیدن در بستر قرار گرفتید ، بار دیگر به تصویر ذهنی آگاهی ، هشیاری و یا روح خودتان که مشغول نگاه کردن بر جسمتان است تمرکز کنید . در این موقع می توانید بر روی اشیایی تمرکز پیدا کنید که برای شما معنای احساسی و عاطفی خاصی را دارند . در بامداد روز بعد پس از آنکه از خواب بیدار شدید ، تمام برنامه هایی را تمرین و تکرار کنید که روز قبل انجام داده اید .

دستور پرواز - حالا که برنامه تمرینات روز دوازدهم را فرا گرفته اید ، این قسمتها را به عنوان جزیی از کارهای عادی و روزمره خود در صبح و شب قرار دهید . پس از مدتی تمرین ، شما می توانید بر روی هر شیء مورد علاقه تان برنامه تمرکز و تجسم را انجام دهید .

روز سیزدهم :

« کار نا تمام »


در روز سیزدهم از برنامه پرواز آزاد ، شما این موقعیت را پیدا می کنید که از اشیاء و وسایل آشنا برای ایجاد و القاء ادراک خارج از بدن استفاده کنید . در این جریان ، در حالی که شما بر اشیایی تمرکز می کنید که از لحاظ احساسی و عاطفی برای شما معنا دار هستند ، در عین حال به اشیاء و وسایل دیگری هم توجه و تمرکز می کنید که به عنوان یک زمینه و شیئی غیر مشخص ، در پشت و کنار آن اشیاء خاص و معنی دار قرار گرفته اند .

کار را با توجه و دقت بر روی اشیایی شروع کنید که بطور یقین در خانه یا محل کار شما وجود دارد . این اشیاء ، برای مثال عکس یا تابلویی می تواند باشد که بصورت کج و کوله ای بر روی دیوار قرار گرفته و یا کتابی باشد که به حالت کج و معوج در گوشه ای از کتابخانه شما قرار گرفته و یا لوله یا بدنه خالی یک خمیر دندان باشد که به تازگی تمام شده و شما هنوز این فرصت یا حوصله را پیدا نکرده اید که آنرا به داخل سطل آشغال بیندازید . موقعی که شما برای اولین بار به این اشیاء توجه می کنید ، نخستین احساس و عکس العمل شما بایستی این باشد که این اشیاء به حالت درست و طبیعی خویش قرار بگیرند .

ابتدا در برابر انگیزه توجه به این اشیاء پایداری کنید . یعنی به آن شیء نگاه نکنید و آنرا به حال خود بگذارید ، چند لحظه ای مکث کنید تا پی ببرید که چگونه نیروی مقاومت شما سبب ایجاد یک احساس عمیق و درونی در وجود شما می شود . سپس قوه تصور خود را بکار اندازید و پیش خود مجسم کنید که اگر آن شیء به طرز صحیحی قرار گرفته باشد ، چه وضعیت و منظره ای خواهد داشت .

در بقیه اوقات روز ، توجه خویش را بر روی این نکته معطوف دارید که چطور می شود اگر این جسم را در وضع مناسبی قرار دهید . شما عملا کوششی نکنید تا وضعیت این جسم را میزان کنید ولی همیشه به فکر ان باشید . در شب و در موقعی که می خواهید بخوابید ، به اولین لحظاتی فکر کنید که متوجه شدید این جسم در وضع نا مناسبی قرار گرفته است . به این احساس درونی خویش توجه کنید که نا مرتب بودن اشیاء و ابزار باعث می شوند تا شما احساس ناراحتی بکنید . در این مورد اغراق نکنید و در عین حال نگذارید این فکر از پرده خاطر شما زایل شود . خیال کنید که در نیمه شب بیدار می شوید و این جسم را در وضع مرتبی قرار می دهید .

حالا پس از اینکه این تمرین را یاد گرفتید ، در هر فرصت و موقعیتی می توانید این برنامه را انجام دهید . در روزهای آینده هم به اشیاء و ابزاری دقیق شوید که به اندکی نا مرتب در محیط زیست شما قرار گرفته اند . به جای آنکه این نامرتبی ها را میزان و درست کنید ، بگذارید این حالتها و کارهای ناتمام بر روی ضمیر نا خود آگاه یا درونی شما فشار وارد کنند . فکر درست کردن و میزان نمودن اشیاء نامیزان و انجام این کارهای ناتمام می توانند به صورت یک محرک و عامل در ایجاد ادراک خارج از جسمی در شما موثر واقع شود .

روز چهاردهم :

« روزهایی از آینده سپری شده شما »


تمرینات هفته دوم را با تمرین خاصی به پایان می رسانیم که هدف از آن ، تغییر دادن ادراک شما از زمان می باشد . برای شروع به کار ، چشمانتان را ببندید و به یک حالت ریلاکس عمیق و گسترده آگاهانه فرو بروید . وقتی که کاملا عمیق شدید ، تصور کنید به انجام کارهایی مشغول هستید که برای امروز شما قبلا طراحی شده اند . در انجام کارها عجله نکنید ، بلکه بر عکس به تصویرهای ذهنی خاصی تمرکز کنید که قرار است شما به آن صورتها بوده باشید ، از جمله چگونه احساس کنید و در این روز چه دریافتهایی را داشته باشید . صبر کنید تا این تصویرها هر قدر که ممکن است روشن تر در ذهن شما پدیدار شوند .

در عالم خیال از بالا به شانه هایتان بنگرید و یک تصویر دست اول از چیزهایی پیدا کنید که در آینده با آنها روبرو خواهید شد . سعی کنید در این رویت از خویش ، با چشم باطنی خود چیزهایی را مشاهده کنید که در شرایط عادی کمتر به این نکات جزیی توجه پیدا می کنید . در این موقع سعی کنید برنامه هایی را که در عرض ساعات اینده بایستی انجام دهید ، قبلا رویت و مشاهده کنید . پس از آن یک نفس عمیق بکشید و بعد از جمع کردن و منقبض کردن عضلات انگشتان دستها و پاهای خویش ، به انجام کارهای روزانه بپردازید .

در عرض روزی که در پیش دارید ، موقعی که شما به انجام برخی از کارها می پردازید ، تصاویری را به یاد بیاورید که قبلا شما را در انجام این کارها نشان می دادند ، در حالی که بدن شما در یک شرایط ریلاکس بودن عمیق و گسترده قرار داشت . بنا بر این آنچه را که شما درباره آینده مجسم کرده بودید ، به حقیقت گراییده است . در لحظاتی که شما در حالت آرامش قرار می گیرید ، برای لحظاتی مکث کنید و خودتان را در شرایطی احساس کنید که گویی به حالت مواج در هوا در پشت سر جسم خودتان قرار گرفته اید . از خودتان بپرسید که آیا در این لحظه درست در جایی قرار دارید که بنا بوده در آن نقطه ظاهر شوید یا نه ؟ از خودتان بپرسید که ایا شما واقعا در آن نقطه که به نظر می ایید مستقر هستید و یا به صورت خیال این حالت را مجسم می کنید ؟ از خودتان بپرسید که در این لحظات آیا یک ادراک خارج از جسمی را تجربه می کنید یا نه ؟

شما لحظاتی را تجربه کرده اید که در طی آن یک « خود » دیگر که در پشت سر شما قرار گرفته بود ، به شانه ها و پشت سر شما نگاه می کرد . یک نفس عمیق بکشید و به آرامی « خود » کنونی را با « خودی » که در پشت سر شما قرار گرفته بود با هم تعویض کنید . بعد با سرعت معقولی آگاهی خودتان را که در « خود » پشت سری قرار گرفته بود با « خودی » که در قسمت جلو قرار گرفته تعویض کنید و در این شرایط به انجام بقیه کارهای روزمره بپردازید .

بقیه تمرینها را می توانید به این صورت ادامه دهید که « خود » کنونی شما با « خودی » که به اصطلاح در جلوی شما قرار گرفته ، به صورتی همگام با هم زندگی می کنید . برای مثال ، موقعی که صبح می خواهید از منزل خارج شوید تصور کنید که « خود » جلویی شما قبل از شما یا جلوتر از شما از خیابان گذر می کند . نفس عمیقی بکشید و سعی کنید جای « خود » کنونی را با « خودی » که در جلوی شما در حرکت بود با یکدیگر عوض کنید . پس از آن به سرعت به « خود » کنونی خویش برگردید و به ادامه انجام کارها بپردازید .

دستور پرواز - لطفا قسمت دوم این برنامه را طی ساعتهای متوالی تمرین کنید . پس از آن برای دو یا سه ساعتی استراحت ، به انجام برخی از کارهای عادی روزمره و یا به اصطلاح مادی یا دنیوی بپردازید . پس از این فعالیتها به برخی از تفریحات و سرگرمیهایی روی بیاورید که بیشترین لذت و سرخوشی را برای شما به ارمغان می آورند ، همان کارهایی را که مردم دوست دارند در تعطیلات آخر هفته یا تعطیلات تابستانی انجام بدهند .

به این ترتیب برنامه هفته دوم پرواز آزاد را به پایان برسانید .
هفته سوم :

ارتفاع گرفتن

روز پانزدهم :   پروازهای شبانه

روز شانزدهم :   هیچ جایی مثل خانه نیست

روز هفدهم :   نوای موسیقی

روز هیجدهم :   جاکوزی در آسمان

روز نوزدهم :   خط سیر خاطرات

روز بیستم :   یک برنامه خیلی خصوصی و دوستانه

روز بیست و یکم :   یک برنامه روحی یا روحانی

ارتفاع گرفتن


تمرینات هفته سوم به شما این امکان را می دهد که بتوانید در شرایط متنوع تری ، پدیده ادراک خارج از جسم را ایجاد کنید . با کمک این آموزشها ، شما این امکان را پیدا می کنید که در آستانه خوابیدن و یا در لحظات اولیه بیدار شدن ، پدیده ادراک خارج از جسمی را بطور ارادی ایجاد کنید . در قسمتهایی از این بخش ، شما این مهارت را پیدا می کنید که بتوانید با یک فرد دیگر به صورت مشترک پدیده فوق را تجربه کنید .

قبل از آنکه به مطالعه قسمتهای بعدی بپردازید ، بر روی این موضوع تفکر کنید که از نقطه نظر شما احساس خروج از جسم چیست و چه وقایعی ممکن است در این جریان اتفاق بیافتد ؟ اگر شما انتظارات اغراق آمیزی در این زمینه داشته باشید ، این احتمال مطرح می شود که حتی در گذشته ، شما با این حالت مواجه شده ولی ماهیت آنرا درک نکرده باشید . درک نا درست از برخی مفاهیم  و یا اطلاعات نا صحیح درباره بعضی از مسائل پاراپیسکولوژیک مانند جسم کوکبی ، وجود روح مجرد ، طناب نقره ای و... می توانند در فهم صحیح ادراک خارج از جسم اختلال ایجاد کنند .

به بیان دیگر ، انتظارات شما از این تجربه باید واقع بینانه و عاری از اغراق و گزافه باشد . برنامه پرواز آزاد می تواند افقهای تازه ای از تجربه را بروی شما بگشاید ، ولی چنانکه اجازه دهید این تجربه ها جریان یابند ، از تجربه های بیشتری برخوردار خواهید شد ، آنگاه کشف خواهید کرد که اگر این تجربه ها را در شرایط خاص خودتان بشناسید و تفسیرها و تعبیرهای نظامهای عقیدتی باطن گرائی ، علم غیب یا گزارشهای بی اساس را در این کار دخالت ندهید ، تجربه های یاد شده برای شما معنا و اهمیت دیگری خواهد داشت . چنانکه خود را محدود به انتظارات انعطاف ناپذیر نکنید ، شاید پی ببرید که تجربه خروج از جسم شما از ویژگیهای بی نظیر و تازه ای برخوردار می باشد .

در این لحظات که در حدود نیمی از راه را پیموده اید ، ممکن است دچار این تردید باشید که آیا تا به حال بخ اندازه کافی پیشرفت داشته اید یا نه ؟ اگر در طول تمرینات گذشته با این پدیده برخورد کرده باشید ، جواب مثبت این سوال را دریافت کرده اید . اگر تا کنون این پدیده دل انگیز را احساس نکرده اید ، کاملا مطمئن باشید که با اجرای دقیق و مرتب تمرینات ، در آینده این امید وجود دارد  که شما بتوانید به هدف دلخواه خودتان برسید .

به کسانی که تا به حال به یک تجربه خارج از جسم دسترسی پیدا نکرده اند ، این قول و امید را می دهیم که در سایه تمریناتی که بر اساس تجربیات آماری بزرگ تهیه شده اند و با توجه به تکنیکهای علمی و پر قدرتی که در مراحل بعد ارائه می شوند ، تعداد بسیار زیادی از این افراد بزودی به آرزوی خویش نایل می شوند ، این روشها بسیار جالب و جدید هستند و مانند هر پدیده نویی می توانند توجه و علاقه شما را به طرف خود جلب کنند .

روز پانزدهم :

« پروازهای شبانه »


درپانزدمین روز برنامه پرواز ، شما این امکان را پیدا می کنید تا بتوانید در موقع رفتن به بستر خواب ، حالت ادراک خارج از بدن را در خودتان به وجود بیاورید . کار را با دیدار از یک موزه یا مکان مشابهی شروع کنید که یک احساس قوی و مثبت را در شما ایجاد می کند . محلی را انتخاب کنید که اگر هم برای شما آشنا باشد ، ولی جزء مکانهایی نباشد که شما قبلا در آنجا تمرینهایی در زمینه پرواز آزاد را انجام داده باشید . هر موزه ای در زمینه های میراث فرهنگی ، تاریخ طبیعی و یا نجوم می تواند برای این هدف در نظر گرفته شود .

لا افل برای مدت دو یا سه ساعت در محیطی که انتخاب کرده اید ، به تعمق و نظاره عمیق و ممتد بپردازید و هر چیزی را که در خارج از این محدوده وجود دارد ، در این مدت فراموش کنید . قبل از خروج از این موزه ، از فروشگاه آن چند کارت پستال یا مجسمه های کوچک بعنوان یادگاری تهیه کنید . مشاهده این تصاویر و اشیاء می توانند خاطره حضور شما در این محل را با احساسی که داشته اید ، در شما زنده کند . قبل از اینکه شب و موقع خواب فرا برسد ، این اشیاء را در جایی نزدیک به تختخواب خودتان ، که در عین حال وضع مشخصی داشته باشند ، قرار دهید .

قسمت بعدی این برنامه را شما موقعی انجام خواهید داد که برای خوابیدن به بستر شبانه می روید . پس از آنکه برای خوابیدن لباسها را از تنتان خارج کردید ، به خودتان بگویید که امشب برای یک ادراک خارج از بدن آماده می شوید . برای مثال ، شما بایستی چند بار این جمله را در ذهنتان تکرار کنید : « من به خودم این اجازه و امکان را می دهم تا یک تجربه خارج از جسم داشته باشم

به خودتان نگویید که امشب سعی و کوشش می کنم تا بلکه بتوانم این تجربه را داشته باشم ، زیرا معمولا این واژه را در موقعی به کار می بریم که درباره نتیجه کارمان تردید داشته باشیم . فقط به ضمیر باطنی خودتان اجازه بدهید که برای پیدایش این حالت آمادگی داشته باشد . موقعی که به خودتان این اجازه را می دهید ، سعی کنید تا خاطرتان از هرگونه تفکر دیگری خالی و عاری شده باشد . پس از آن در حالت استراحت قرار بگیرید .

بسته به اینکه چه نوع آمادگی و زمینه سازی در فکر و ذهن شما پدید آمده باشد ، طیف وسیعی از انواع پدیده های خارج از بدن ممکن است در شما بوجود بیایند . به طور مثال ، می توانی به سادگی این احساس را در خود پدید آورید که گوئی در زمانی از شب از خواب بیدار شده و از بستر خارج شده اید و به جسم خود در بستر خواب می نگرید . از طرف دیگر ، شما می توانید تصور کنید که سرگرم دیدن خواب و رویای روشن بینی هستید که به تدریج یا ناگهان تبدیل به یک تجربه ادراک خارج از جسم می شود . اگر وجود شما برای خوابهای روشن بینی مستعد است ، که در طول آن می دانید که در حال خواب دیدن هستید ، شما می توانید نوع دیگری از این تمرین را انجام دهید ، به این طریق که به خودتان اجازه بدهید که در طول یکی از این رویاها ، یک ادراک خارج از جسم را تجربه کنید .

اگر دوست داشته باشید ، در موقع خواب می توانید به خودتان اجازه دهید که ذهن و فکرتان به موزه ای که امروز صبح از آن دیدن کردید « باز گردد » .

پس از اینکه تمرین پرواز شبانه را کاملا یاد گرفتید ، این تمرین بایستی قسمتی از برنامه همیشگی و هر شب شما باشد . هر شب قبل از اینکه به خواب بروید ، به خودتان این اجازه یا فرمان را بدهید که امشب یک پدیده خارج از جسم را تجربه خواهید کرد . اگر در نیمه های شب به عللی بیدار شدید ، پیش از اینکه دوباره خواستید بخوابید ، بار دیگر این تمرین را تکرار کنید . این تمرین آنقدر سهل و آسان است که شما می توانید آنرا در شرایط ریلاکس شدن عمیق و اگاهانه و سایر تکنیکهای تخیلی که در دو هفته گذشته یاد گرفته اید ، انجام دهید

روز شانزدهم :

« هیچ جایی مانند خانه نیست »


اجازه دادن به خودتان برای احساس کردن یک ادراک خارج از جسم موقعی می تواند مفید تر و موثر تر باشد که با برخی از تکنیک های روانشناسی - مثلا مشابه با آنچه که در سطور بعدی می اید - همراه و همگام شده باشد . این تمرین را ابتدا در هنگام صبح و قبل از انکه می خواهید از بستر خارج شوید انجام دهید ، یعنی همان موقعی که به خودتان دستور می دهید که از بستر جدا شوید . برای انجام این تمرین پس از بیدار شدن ، فورا حرکت نکنید و همان طور چشمانتان را بسته نگه دارید . اگر شما صبح ها با صداهای بلندی مثلا صدای زنگ ساعت یا آواز خروس همسایه از خواب بیدار می شوید ، برای انجام موفقیت آمیز این برنامه نیاز به یک برنامه آرامتری برای صبح بعد دارید . برای مثال ، به جای زنگ ساعت ، می توانید به کمک رادیو هایی که در ساعت معینی در صبح روشن می شوند این کار را انجام دهید .

پس از اینکه بیدار شدید ، چند لحظه ای صبر کنید تا رختخوابتان را در زیر بدنتان حس کنید و به صداهای بامدادی گوش کنید و بوی اتاق را استشمام نمایید . به احساس دل انگیز و دلچسبی توجه کنید که از بودن در خانه و کاشانه به شما دست می دهد . یک نفس عمیق بکشید و چشمانتان را باز کنید . قبل از آنکه برخیزید و به کارهای روزانه مشغول شوید ، برای چند لحظه به گوشه و کنار اتاق نگاه کنید .

برای اجرای قسمت بعدی تمرین ، یک محل غیر عادی را انتخاب کنید تا شب را در آن بگذرانید . برای این کار ، می توانید از یک اتاق نشیمن ، حمام و یا آشپزخانه استفاده کنید . اگر برای شما مقدور باشد ، می توانید شب را در هتل و یا در خانه یکی از دوستانتان بگذرانید . درست در لحظاتی که می خواهید بخوابید و همین طور در موقعی که بامداد از خواب بیدار می شوید ، سعی کنید با تجسم و تصور ، همان احساسهایی را در خودتان به وجود بیاورید که در منزل خودتان آنها را احساس و تجربه کرده اید .

پس از اینکه این تکنیک را تجربه کردید ، می توانید در هر محل غیر عادی و دور افتاده ای که قرار می گیرید ، این تمرین را انجام دهید . اگر به عللی به مسافرت یا تعطیلات آخر هفته می روید ، کوشش کنید این تمرین را انجام دهید . همیشه این جمله زیبا را به یاد داشته باشید که : « هیچ جایی مانند خانه و کاشانه خودتان نیست

همان طوری که ممکن است حدس بزنید ، این تمرین را به صورتی معکوس هم می توانید انجام دهید . به این صورت که در شرایطی که در بستر خودتان در خانه خوابیده اید ، مجسم یا تصور کنید که در آن لحظه در جای دیگری هستید . به جای تصور این اماکن معمولی و متداول می توانید این سفر روحی را در نقاطی مانند تخت جمشید ، کنار دریای مازندران و یا آرامگاه سعدی و حافظ ، انجام دهید .

این تصور و تجسم قوی در موقع خوابیدن و بیدار شدن در محل دیگر ، موقعی در ایجاد و القاء ادراک خارج از جسم بسیار مفید تر و موثر تر می شود که به خودتان اجازه بدهید در هنگام به خواب فرو رفتن هم یک ادراک خارج از بدن را داشته باشید و یا این دو را با هم ترکیب و تلفیق کنید .
روز هفدهم :

« نوای موسیقی »


پدیده ادراک خارج از جسمی در حالات متنوعی می تواند پدید آید که خود شما آنها را به وجود می آورید . یکی از موثرترین این راهها ، ایجاد یک حالت ذهنی خاصی است که بر اثر شنیدن موسیقی پدید می آید . برای بسیاری از افراد گوش کردن به یک موسیقی پر احساس و پر تحرک یکی از بهترین و نزدیکترین راههایی است که آنان را به تجربه خارج از جسم می رساند .

تکنولوژی جدید این امکان را فراهم آورده که هر فردی در هر شرایطی می تواند یک دستگاه پخش صوت کوچک را حمل کند و در هر جایی که اراده کند ، به آهنگهای دلخواه خویش گوش فرا دهد . برخی از هنرمندان مانند کیتارو و وان جلیس با سازهای الکترونیک قطعات بسیار دل انگیزی را خلق کرده اند . بسیاری از آهنگهای روز به جای آنکه ایجاد تمرکز کنند ، موجب حواس پرتی می شوند و برخی از آهنگهای موسیقی آرام به جای القاء ادراک خارج از بدن ، انسان را به خواب طبیعی فرو می برند . موسیقی پاپ و راک انسان را در یک حالت تحریک جسمی و هیجان فرو می برند و برای هدفی که ما در پیش داریم مفید و مناسب نیستند .

دستور پرواز - قبل از آنکه به مطالعه قسمتهای بعدی بپردازید ، لازمست دو قطعه موسیقی را که هر یک در حدود یک ساعت طول بکشد ، تهیه یا بر روی نوار ضبط کنید . این دو نوار بایستی دو نوع موسیقی با دو حال و هوای متفاوت را داشته باشد .

در روز هفدهم ابتدا یک حالت ریلاکس بودن آگاهانه را در خودتان به وجود بیاورید و سعی کنید از یک قطعه موسیقی به عنوان زمینه کار استفاده کنید . هدف از این کار این است که احساس کنید این ابتکار چه تغییراتی در احساس درونی شما به وجود می آورد .

کار را با استقرار در یک وضعیت دور افتاده و پرت ولی امن شروع کنید ، که با محل ریلاکس شدن شما که یک صندلی یا میز راحت است ، متفاوت باشد . پله های نجات در کنار ساختمان   ، پله های عقب ساختمان ، صندلی های اتوموبیل خودتان که در محل آرامی پارک شده است و گوشه ای خلوت از یک پارک یا محوطه دانشگاه می توانند برای این هدف مفید باشند . اگر می ترسید یا صلاح نمی دانید که این تمرین را به تنهایی انجام دهید ، می توانید از یکی از دوستانتان خواهش کنید که همراه شما بیاید ولی از دور و بی سر و صدا مواظب شما باشد .

پس از آنکه به محل انتخابی خودتان رسیدید ، مکانی را انتخاب کنید که امن ، راحت و آرام باشد و کسی مزاحم شما نشود . دستگاه ضبط صوت را روشن کنید و  صدای آنرا در سطح مناسبی میزان کرده و آنرا نزدیک گوشتان قرار دهید . پس از آن سعی کنید تا به یک حالت ریلاکس بودن آگاهانه فرو روید .

پس از آنکه به یک حالت عمیقی از ریلاکس شدن رسیدید ، تجسم کنید که در صندلی خانه تان و در جای تمرین همیشگی خودتان قرار گرفته اید . بدون آنکه اصرار کنید یا فشاری به خودتان وارد کنید ، بگذلرید این احساس به شما نزدیک و یا از شما دور شود . در حالی که در همین شرایط آرامش عمیق هستید تصور کنید که صورت شما از بالا به طرف بدنتان که در پایین است نگاه می کند . به موسیقی آرام متن توجه کنید و این امکان را فراهم سازید که این آهنگ شما را به دنیای خود یا حال و هوای خویش ببرد . تجسم کنید که شما در حال مواج بودن در فضا در بالای کالبدتان قرار دارید .

بگذارید در طول ساعتی که در پیش دارید این احساس با شما باشد . تجسم کنید که روح یا آگاهی شما در ارتفاع زیاد در فضا خیلی بالاتر و دورتر از جسم شما قرار گرفته است . سعی کنید از آن بالا به اطراف نگاه کنید . دقت کنید که چطور روحیه شما تحت تاثیر نوسانات آهنگ موسیقی تغییر و تهیج پیدا می کند . پس از آنکه آهنگ موسیقی به پایان رسید ، تلاش کنید به آرامی بار دیگر به حالت هشیاری عادی و روزمره برگردید . قبل از آنکه بلند شوید و از این مکان خارج شوید ، حداقل در حدود بیست دقیقه در شرایط ریلاکس بودن باقی بمانید .

دستور پرواز - در حدود سه ساعت به کارهای عادی و بدون ارتباط با برنامه پرواز بپردازید .

پس از آنکه به خانه رسیدید ، قسمت بعدی موسیقی را گوش کنید و در شرایطی که در صندلی راحت خودتان قرار گرفته اید ، یک بار دیگر به حالت ریلاکس بودن آگاهانه فرو روید . توجه کنید که احساسات و تصورات شما بر اثر گوش دادن به موسیقی ، تا چه انداره تحریک شده است . در شرایطی که در خانه هستید ، در یک فرصت دیگر می توانید به همان قطعه موسیقی گوش کنید که در بیرون از خانه آنرا شنیده بودید . آهنگ موسیقی ممکن است بار دیگر شما را به جایی ببرد که دفعه قبل در آنجا این قطعه موسیقی را شنیده بودید . این احتمال هم وجود دارد که شما دوباره همان احساس عاطفی را پیدا کنید . اگر دقت کنید ، همراه شدن موسیقی باعث می شود تا شما در مقایسه با روزهای اول تمرین ، در وضعیت عمیق تری قرار بگیرید .

دستور پرواز - به محض اینکه شما این تمرین را با موفقیت انجام دادید ، ممکن است مایل باشید در شرایط مختلف و با آهنگ های دیگر هم این تجربه را تکرار کنید تا ببینید در قدرت و سرعت پیدایش ادراک خارج از جسمی چه تغییری ایجاد می کند . چون انسان نمی تواند در تمام ساعات شبانه روز و در همه جا یک ضبط صوت را همراه داشته باشد ، این امکان باقی می ماند که یک آهنگ را در خاطره خودتان ضبط یا حفظ کنید . هر وقت که احساس کردید زمان و مکان برای تمرین آماده است ، این آهنگ ذهنی را « بنوازید » و به انجام کار بپردازید .

همان طوری که در روزهای آینده تمرینات مربوط به برنامه پرواز را انجام می دهید ، متوجه می شوید اگر درست قبل از رفتن به خواب به برخی از قطعات موسیقی انتخاب شده گوش کنید ، شما در شرایط خیلی بهتری قرار می گیرید و رسیدن به ادراکات خارج از بدن برای شما خیلی راحت تر می شود .

روز هیجدهم :

« جاکوزی در آسمان »


در روز هیجدهم شما تعداد زیادی از تکنیک هایی را که قبلا یاد گرفته اید با هم ترکیب کرده و در یک موقعیت جدید که برای ایجاد احساس خروج از جسم بسیار مناسب است ، آنها را بکار می برید . این محل مناسب ، محیط آرام و ریلاکس کننده استقرار در یک وان آب گرم یا جاکوزی است .

اگر برای شما امکان پذیر باشد ، ترجیحا به جای وان ، از جاکوزی استفاده کنید ، زیرا در این وسیله مطبوع درجه حرارت به راحتی تنظیم و ثابت نگه داشته شده و جریان مستمر و یکنواخت آب از سوراخ ها ، و احساسی که پرتاب آب توسط آب فشان های پر قدرت جداری ایجاد می کند ، برای القاء احساس خروج از بدن بسیار مناسب است . وان آب گرم با سهولت بیشتری در دسترس است . اگر خرطوم متحرک دوش را در وان آبی که نیمه خالی است قرار داده و آن را در سرعت کندی تنظیم کنید ، احساس جریان آب در اطراف بدن شما پدید می آید . در این شرایط باید فرد دیگری مواظب شما باشد تا وان از آب لبریز نشود .

چون این احتمال وجود دارد که در داخل آب وان عمیقا ریلاکس شوید ، بنا بر این لازم است یکی از محارم یا دوستان نزدیکتان در کنار شما باشند تا در شرایط اضطراری احتمالی به شما کمک کند . توجه داشته باشید که هیچگاه نباید این تمرین را تنها انجام دهید . وقتی این تمرین را انجام می دهید ، بهتر است یک لباس شنا بپوشید زیرا در این شرایط شما خیلی بیشتر احساس راحتی می کنید . برای آنکه در محیط مرطوب حمام خطر برق گرفتگی پدید نیاید ، از وسایل صوتی برقی استفاده نکنید و ضبط صوت را برای پخش مجدد آن قطعه موسیقی که روز هفدهم شنیده اید ، دوست یا همراه شما روشن کند .

درجه حرارت آب را در یک سطح متوسط و ملایم میزان کنید . چون شما لا اقل سی دقیقه در وان باقی می مانید ، اگر درجه حرارت آب زیاد باشد ، برای شما غیر قابل تحمل و فرسایش دهنده خواهد شد . پس از ورود به وان آب ، دست ها و پاهایتان را دراز کنید و در یک وضعیت بسیار راحت قرار بگیرید . خودتان را کاملا رها کنید ولی مواظب باشید که خیلی به زیر آب فرو نروید . اگر در یک جاکوزی مستقر شدید ، آب فشان ها را باز کنید و در وسط آنها قرار بگیرید ، به این ترتیب نوسانات آب را در اطراف بدن خویش حس می کنید ولی فشار آب را مستقیما بر روی بدنتان احساس نمی کنید .

پس از آنکه چشمانتان را بستید و در یک حالت ریلاکس و آرامش هشیارانه ای فرو رفتید ، دوست یا همراه شما بایستی ضبط صوت را روشن کند . حرکت آرام آب فشان ها این احساس را در شما به وجود می آورد که گویی یک جریان پر قدرت انرژی در درون کالبد شما به حرکت در می آید . این احساس باعث می شود تا تمام قسمت های بدن و از جمله تمام عضلات کالبد شما در یک حالت آرامش قرار بگیرد . پس از آنکه آمادگی کافی پیدا کردید ، دوست شما بایستی به آرامی متن زیر را برای شما بخواند ، و در مواقعی که مشخص شده ، کمی مکث یا سکوت کند .

« به آرامی به خودتان بگویید - همان طوری که یک فکر در مغز حرکت یا جریان پیدا می کند - شما مایلید که یک احساس خروج از جسم را داشته باشید . برای رسیدن به این حالت ، به خودتان فشار نیاورید و فقط تنها در این باره فکر کنید و در عین حال سعی کنید که در یک حالت آرامش گسترده تری قرار بگیرید ( سکوت ) .

در همان حالی که خود را ریلاکس و ریلاکس تر می کنید ، به جریان مطبوع آبی توجه کنید که در اطراف بدن شما جریان دارد و به موسیقی آرام بخشی که به صورت زمینه مناسب برای عمیق تر شدن نواخته می شود ، بیاندیشید . تصور کنید که بدن شما دارد بسط و گسترش پیدا می کند و بلند تر می شود ( سکوت ) .

فکر کنید که بدن شما دارد به تدریج در آب اطراف محو و مستهلک می شود تا حدی که احساس می کنید که شما با آبهای اطرافتان یکی شده اید و حد فاصل مشخصی بین شما وجود ندارد ( سکوت ) . خیال کنید که سر شما در بالای بدنتان است و از آن بالا دارد به تنتان نگاه می کند ( سکوت ) . در همان شرایطی که آگاهی شما سبک و سبکتر می شود ، جسم شما هم سنگین و سنگینتر می شود .

یک نفس عمیق بکشید و رطوبت گرم را که در اطراف شما وجود دارد جذب و احساس کنید . یک نفس عمیق دیگر بکشید و تصور کنید که در جای دیگری دارید این تنفس را انجام می دهید . سعی نکنید یک محل دیگری را برای این کار انتخاب کنید . شما تنها خودتان را ریلاکس و آرام کنید . نوای موسیقی و افکاری که در نا خود آگاه شما مستقر شده اند ، به شما کمک می کنند تا این محل را پیدا کنید . اگر شما در یک حالت عمیق قرار بگیرید ، حتما این محل را پیدا می کنید . پس از آنکه این امکان جدید در ذهن و ضمیر شما ظاهر گردید ، تصور کنید که تمام این جریانات در آن مکانی شکل می گیرند که ضمیر نا خود آگاه شما انتخاب کرده است ( سکوت ) .

حالا در شرایطی که جسمتان را کاملا در آب رها کرده اید ، فکر شما در محل دیگری به فعالیت مشغول است . لا اقل بیست دقیقه در این احساس و ادراک جالب و غیر متعارف باقی بمانید

در این شرایط ، شما و فردی که این متن را برایتان می خواند ، بایستی بیست دقیقه ساکت و آرام باقی بمانید . پس از پایان این مدت ، او دستور العمل زیر را می خواند .

« حالا به آرامی دوباره به تن خودتان توجه کنید و بگذارید در وضع عادی قرار بگیرید

دستور پرواز - پس از پایان این تمرین ، بدن خود را با آب سرد یا ملایم بشویید و خشک کنید . پس از آن دراز بکشید و پیش از اینکه بلند شوید و به کارهای غادی بپردازید ، لا اقل نیم ساعت استراحت کنید .

نظرات (1)
دوشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:32 ق.ظ
سلام مرسی از مقاله خوبتون (پرواز روح در سی مرحله ) ولی مو خواستم بگم که این مقاله یا کتاب کامل روی سایت ارائه نشده یعنی تا روز هجدهم بیشتر نیست
اگر ممکن هست تا روز سی ام این کتاب هم روی این وبلاگ ارائه بدید متشکر میشم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد